مشكلات اجتماعي

مشكلات اجتماعي

 

هنوز مدت زیادی از اعلام خبر 10برابر شدن آمار طلاق در تهران و بازتاب‌های متفاوت آن در محافل خبری نگذشته که از همایش تحکیم بنیان خانواده خبرهای جدیدی به گوش می‌رسد.

 در این همایش که از ابعاد مختلف، آسیب‌ها‌ی طلاق مورد بررسی قرار می‌گیرد اعلام شده که 70  درصد آسیب‌های اجتماعی به‌طور مستقیم و غیرمستقیم ناشی از پیامدهای طلاق است.

فرحناز قندفروش، مدیرکل دفتر امور بانوان و خانواده استانداری تهران، بیشترین میزان طلاق در استان تهران  را مربوط به شهرستان شمیرانات می‌داند و می‌گوید: متأسفانه از سال   ۸۰  آمار طلاق سیر غیرمنطقی پیدا کرد و برهمین اساس بحث تحکیم بنیان خانواده مطرح و اجرایی شد.

قندفروش همچنین از نادیده گرفتن هیچ گونه ردیف بودجه‌ای برای این آسیب و موضوع تحکیم بنیان خانواده سخن گفت و اینکه متأسفانه ردیف اعتباری خاصی در این موضوع دیده نشده است.

وی با اشاره به نقش آموزش، افزود: در دوره‌های گذشته زنان مورد آموزش‌های حقوقی قرار می‌گرفتند در حالی‌که مردان از این حقوق بی‌اطلاع بودند و همین آموزش‌های یک طرفه بنیان خانواده‌ها را تهدید می‌کرد.

وی همچنین به نادیده گرفتن اخلاق در خانواده‌ها اشاره می‌کند و می‌گوید:در این زمینه هیچ آموزشی به خانواده‌ها ارائه نشده است.

استاندار تهران نیز در این همایش گفت: نقش تهران در اجرای برنامه‌های اجتماعی و فرهنگی سازنده و ملی و فراملی است و هر کاری که در این استان اجرا شود نتایج مثبت و منفی آن در کل کشور تبعات دارد.

کامران دانشجو ضمن اشاره به جایگاه جدید استانداری در دوره جدید و تلاش این نهاد برای حضور در عرصه‌های فرهنگی و اجتماعی افزود: استانداری در گذشته یک جایگاه صرف سیاسی داشت اما در دوره جدید تلاش کردیم تا در بخش‌های مختلف اجتماعی، فرهنگی وارد عرصه کار و فعالیت شویم.


وی اظهار داشت: موضوع تحکیم بنیان خانواده را در راستای توسعه فعالیت‌های فرهنگی آغاز و برای رفع موانع و مشکلات، نهایت توان خود را به‌کار گرفته‌ایم.


دانشجو، با اشاره به فعالیت خوب رسانه‌ها  یادآور شد: باید از اجرای برنامه‌هایی که سبب تحکیم بنیان خانواده می‌شود استقبال کرد، هرچند که برخی مسئولان به‌دنبال غلط گیری هستند.

استاندار تهران گفت: البته به این موضوعات نباید سیاسی نگاه کرد چرا که این مشکلات فرهنگی و اجتماعی جامعه است که اگر با تدبیر به آن پرداخته نشود سبب نگرانی مردم خواهد شد20 تا 24ساله‌ها، بیشترین زنان طلاق گرفته
مدیر کل ثبت احوال استان تهران نیز در اولین نشست تحکیم بنیان خانواده از بالاترین نرخ امسال طلاق استان با 119 درصد رشد در رباط کریم خبر داد و گفت: طی 7 ماهه اول امسال 75 هزار و 39 ازدواج در استان ثبت شده که از این تعداد 15 هزار و 750 مورد منجر به طلاق شده است.

احمد قشمی، مدیر کل ثبت احوال استان تهران با بیان این که آمارها حاکی از آن است که در سال 86 از هر 7/4 درصد ازدواج یک طلاق در استان تهران ثبت شده است، اظهار کرد: بالاترین درصد طلاق‌های استان تهران نسبت به مدت مشابه سال گذشته با رشد 119 درصد مربوط به رباط کریم بوده است و پس از آن در شهرستان شهریار آمار طلاق به 101 درصد افزایش یافته است و این در حالی است که این رقم در شمیران 84درصد بوده است.

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با انتشار گزارشی اعلام کرد که بیکاری، اعتیاد، فقر و طلاق به عنوان مهم‌ترین مشکلات اجتماعی کنونی هستند.

 به گزارش فارس به نقل از گزارش دفتر اطلاع‌رسانی مرکز پژوهش‌ها، دفتر مطالعات اجتماعی مسائل و آسیب‌های اجتماعی کشور را مورد بررسی قرار داده و با استناد به نتایج یک پژوهش انجام شده درباره اولویت‌بندی آسیب‌های اجتماعی از دیدگاه‌ یک هزار نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه‌ها، قضات‌، فرهنگیان‌، کارشناسان و روحانیان و مدیران و معاونان دستگاه‌ها خاطرنشان ساخت که در این پژوهش 28 مسئله اجتماعی مورد پرسش واقع شده‌اند که اغلب پاسخگویان از بیکاری، اعتیاد، فقر و طلاق به عنوان مهم‌ترین مشکلات اجتماعی کنونی نام برده‌اند.

همچنین این دفتر روند اعتیاد، خودکشی، سرقت، فرار از خانه، قتل، نزاع و جرائم جنسی را مورد بررسی قرار داده و اعلام کرد: بررسی روند آسیب‌های یاد شده نشان می‌دهد که برخی از آسیب‌ها همانند اعتیاد روندی کاملاً صعودی دارد به گونه‌ای که میزان آن در یک دوره 7 ساله تقریباً 2 برابر شده است، نزاع نیز روندی صعودی دارد. روند سرقت نیز اگر چه نوسان دارد‌ اما بیش‌تر صعودی است، روند آسیب‌هایی همچون خودکشی، فرار از خانه و قتل متغیر است و روند جرائم جنسی در ابتدای دوره مورد مطالعه صعودی بوده که بعد نزولی شده است.

این مرکز ضمن بررسی برخی از شاخص‌های مهم اجتماعی و جمعیتی کشور و با اسـتناد به نتایج سرشماری عمومی سال 1385 اعلام کرد: در حال حاضر 46/68 درصد از کل جمعیت 70 میلیونی کشور را شهرنشینان، 4/31 درصد را روستانشینان و 14/0 درصد را کوچ‌نشینان تشکیل می‌دهند و ظرف 10 سال گذشته بیش از 7 درصد به میزان جمعیت شهرنشین کشور اضافه شده است.

براساس این گزارش متوسط نرخ رشد جمعیت کل کشور 61/1 است و اگر فاصله سنی بین 15 تا 64 سن کار در نظر گرفته شود هم اکنون نزدیک به 70 درصد جمعیت کشور در سن کار قرار دارند که این موضوع از نظر این‌که بار تکفل اقتصادی کم می‌شود، نکته مثبتی است اما از سوی دیگر این حجم جمعیت نیازمند کار است و به همین دلیل اشتغال از موضوعات مهم جمعیتی در حال و آینده کشور خواهد بود.

بر اساس این گزارش در جریان سرشماری سال گذشته یک میلیون 210 هزار و 164 نفر افغانی نیز سرشماری شده‌اند که تعداد آن‌ها نسبت به سرشماری 10 سال گذشته 405 هزار و 760 نفر اضافه شده است.

مرکز پژوهش‌ها در پایان با بیان این مطلب که مسائل اجتماعی یکدیگر را بازتولید می‌کنند، افزود: نخستین و مهم‌ترین گام برای مقابله با مسائل اجتماعی باور به اجتماعی بودن این پدیده‌ها و توجه به این نکته است که ریشه آن‌ها را باید درون جامعه جست‌و‌جو کرد.

 


مدیرکل ثبت احوال استان تهران در بررسی نتایج آماری وضعیت ازدواج و طلاق در 7 ماهه امسال اظهار کرد: زنان جوان طلاق گرفته، عمدتا در رده سنی بین 20 تا 24 ساله بوده‌اند، این در حالی بود که مردان جوان  در رده سنی 25 تا 29 ساله طلاق را تجربه کرده‌اند.

وی با اشاره به آمارهای مقایسه‌ای نسبت ازدواج و طلاق از سال 83 تا 85، گفت: طی این مدت 2 ساله از هر 18 ازدواج در فیروزکوه یک مورد به طلاق منجر شده است و این در حالی بوده که این میزان در شهرستان نظر آباد به یک مورد طلاق از هر 9/2 ازدواج رسیده است. قشمی افزود: افزایش طلاق در سال 85 نسبت به سال84 تقریبا 10درصد افزایش در بخش شهری و 13درصد کاهش در بخش روستایی را نشان داده است.

 

علل وعوامل رويگرداني از انقلاب

علل و عوامل رويگرداني از انقلاب /  

اشاره
در مقاله حاضر نويسنده با تحليل علل و عوامل گرايش مردم به ايجاد انقلاب و اصلاحات، به بررسي انگيزه ها و زمينه هاي رويگرداني آنان از انقلاب و نيز نقش محافظه كاران در مخالفت با اصلاحات درخواستي مردم و همچنين به تبيين اصولگرايي اصلاح طلبي از ديدگاه قرآن پرداخته است كه اينك با هم آن را از نظر مي گذرانيم.

قرآن به عنوان راهنماي زندگي به همه ابعاد آن توجه داشته و امري را كه در تكامل انسان و پيشرفت و ترقي جامعه و جهان مفيد و ضروري است ناديده نگرفته است از اين رو به مسئله رخدادها و پديده هاي اجتماعي توجه داشته و به تحليل و تجزيه آن پرداخته و در همه آن ها افزون بر توصيف و تبيين به توصيه نيز اقدام كرده است.
يكي از مسائل مهم حوزه اجتماعي، مسئله انقلاب و تحولات و تحركات عظيم و بنيان افكني است كه در جامعه رخ مي دهد. پديده انقلاب، زماني رخ مي دهد كه جامعه تحت فشار شديدي قرار گرفته باشد و تنها راه رهايي از آن را ناديده گرفتن همه علايق پيشين مي يابد. از اين رو انقلاب را امري ساخت شكن و ساختارشكن توصيف كرده اند. ساخت شكني آن به اين معناست كه همه سازه ها و مواد پيشين را زير و رو مي كند و همه سازه ها را بي توجه به شكل و شمايل آن درهم مي شكند و از ميان برمي دارد. ساختارشكني آن نيز به معناي ناديده گرفته شكل و شمايل آن است. درحقيقت ساخت شكني به مواد و محتوا توجه دارد و ساختارشكني به معناي از ميان بردن شكل و طرح مهندسي آن است. بر اين اساس انقلاب هاي جامع وكامل، انقلاب هايي هستند كه در عقايد، افكار، فرهنگ، سياست و اجتماع و نيز روش ها و شيوه ها، تغييرات اساسي ايجاد مي كنند.
رويكرد قرآن به انقلاب
قرآن به اين پديده اجتماعي به دو شكل توجه دارد؛ گاه در بيان حركت هاي پيامبران كه در ايجاد انقلاب و تحولات بنيادين، نقش اساسي داشته اند، با اشاره به شيوه فعاليت هاي آنان و نقد شيوه هاي مخالفان و ضدانقلابيون كه در برابر پيامبران قرار مي گرفتند، به تحليل عناصر و مولفه هاي اصلي و اساسي مي پردازد و نشان مي دهد كه چگونه انقلابي شكل مي گيرد و تحت تأثير چه علل و عوامل مي تواند موفق شود و به اهداف مشخص خود دست يابد و در برابر ضدانقلاب ها چگونه عمل مي كنند و از چه ساز و كارها و ابزارهايي براي مقاومت بهره مي برند.
گاه ديگر به تحليل محتواي انقلاب و عناصر اصلي آن پرداخته و اهداف و ضرورت هاي آن را بيان مي كند. درحقيقت در برخي از موارد با توجه به شيوه گزارش گري رخدادها به تحليل مي پردازد و گاه ديگر تنها به عناصر و محتوا و اهداف انقلاب مي پردازد و اشاره اي به نمونه هاي تاريخي آن ندارد.
در تحليل علل و عوامل گرايش و واگرايي به انقلاب نيز به هر دو شيوه تحليل توجه دارد. آن چه در اين نوشتار مورد نظر و توجه است، بازخواني تحليل قرآن از علل و عوامل رويگرداني و يا واگرايي از انقلاب است. به سخن ديگر چه علل و عواملي موجب مي شود كه مردم به انقلاب روي آورند و با همه وابستگي ها و دلبستگي ها به سنت ها و آداب و عقايد كه جامعه، به آنها شكل و محتوا بخشيده- و انسجام و اتحاد را در ميان ايشان پديد آورده است- از آن روي برمي گردانند و به جاي محافظت بر سنت ها و آداب و عقايد، آنها را به دور مي افكنند و سازه ها و ساختارهاي اجتماعي را از هم مي گسلند؟ و نيز چه علل و عواملي موجب مي شود تا همان مردم از انقلاب و دگرگوني در ساخت ها و ساختارهاي اجتماعي دست مي شويند؟ به ديگر سخن علل مشروعيت يابي انقلاب از سوي مردم و علل و عوامل مشروعيت زدايي از آن چيست؟
علل و عوامل گرايش به انقلاب و اصلاحات
هر انقلاب با علل و عوامل متعددي شكل مي گيرد. بي گمان ناكارآمدي ساخت ها و سازه ها و ساختارهاي بالفعل جامعه براي دست يابي مردم به اهداف اجتماعي كه جامعه را شكل بخشيده، از عناصر و مولفه هاي اصلي هر انقلابي است.
انقلاب زماني صورت مي گيرد كه جامعه تحت فشار شديد قرار گيرد از آن جايي كه جامعه براي دست يابي به اهداف مشخصي چون امنيت و آسايش و آرامش شكل مي گيرد و سنت ها و قوانين و عقايد آن را همين امور شكل مي بخشد هرگاه مردم احساس كنند كه ساخت ها و ساختارهاي كنوني ناتوان از رسيدن به آن اهداف است به شكلي مي كوشند تا آن را دگرگون سازند. اصلاحات شكل آرام اين تحولات و بازسازي دم به دم در ساخت ها و مواد و محتوا و ساختارها و سازوكارهاست. از اين رو اصلاحات امري دايمي است؛ زيرا تغييرات اجتماعي نيز دايمي است و هيچ جامعه اي را نمي توان ثابت به اين معنا يافت.
تغييرات به طور طبيعي يعني نيازها، و مطالبات جديد همواره در جامعه وجود دارد و زماني نيست كه جامعه نيازهاي جديدي را ايجاد نكند و مطالبات تازه اي نداشته باشد. اين امر به معناي اصلاحات دايمي و هميشگي براي همراهي ساخت ها و ساختارها با نيازهاي نوشونده است.
محافظه كاران، مخالفان انقلاب
اما در هر جامعه اي كساني هستند كه در ساخت قدرت قرار دارند و ساختارهاي موجود و حتي ساخت كنوني را براي خويش مفيد و سازنده مي يابند. اصولا محافظه كاران كساني هستند كه در قدرت و آسايش و آرامش هستند و وضعيت و ساخت و ساختارهاي موجود اجتماعي موجب شده تا آنان در موقعيت كنوني قرار گيرند. از اين رو دشمنان هر اصلاح و دگرگوني آرام همواره مترفان و اشراف و طبقات عالي اجتماعي بوده اند. در تحليل قرآن از مترفان و اهل قدرت و زر و زور به عنوان دشمنان اصلاحات و انقلاب هاي پيامبران سخن به ميان آمده است.
محافظه كاران كساني هستند كه از موقعيت ثابت خويش بهترين بهره را گرفته اند و هرگونه ساخت و ساختار اصلاحي به معناي از دست رفتن بخشي از قدرت و زر و زور ايشان است. از اين رو با اصلاحات آرام در هر بخش از عقايد و افكار و رفتار و سازوكارها و آرايش هاي اجتماعي مخالفت مي ورزند.
در برابر، كساني كه در حوزه قدرت نقشي ندارند و يا اهل زر و زور نيستند، خواهان اصلاحات دايمي براي دست يابي آرام به مطالبات خويش و برآوردن نيازهاي نوشونده مي شوند. اين گروه كه اكثريت جامعه را دربرمي گيرد همواره خواهان اصلاحات در بخش هاي مختلف و لايه هاي متعدد اجتماعي هستند. از اين رو مصلحان همواره كساني بوده اند كه از وضعيت موجود به جهت عدم برآوردن نيازهاي جامعه ناراضي و ناخشنود بودند.
نحوه شكل گيري انقلاب
زماني كه مطالبات افزايش يابد و به خواسته ها و نيازها پاسخي در فرآيند اصلاحات دايمي و روزمره داده نشود و فشار از سوي طبقات ممتاز و محافظه كار افزايش يابد، افزايش فشار از سوي محافظه كاران و اهل قدرت و زر و زور از سويي و افزايش خواسته از سوي ديگر موجب مي شود تا انقلاب ها شكل گيرد. انقلاب ها به طور طبيعي زمان طولاني را مي طلبد؛ زيرا مي بايست زماني بس دراز بگذرد تا عقايد و سنت ها و روش ها و سازوكارها به گونه اي شود كه ديگر نتواند پاسخ گوي نيازها باشد. اگر در يك مدت طولاني، سنت و باوري كه پيش از اين مفيد و سازنده و برآورنده حاجات و نيازهاي اجتماعي بود دست نخورده بماند و با فشار محافظه كاران همان سنت ها حفظ شود در اين صورت است كه مردم خواهان تغيير و محافظه كاران حافظ سنت مي شوند و مي كوشند تا آن را نگه دارند. عدم توجه اصلاحات آرام و دايمي از سوي محافظه كاران و افزايش ناكارآمدي نظام و ساخت و ساختار كنوني جامعه و فشارها موجب مي شود كه ناگهان جامعه منفجر شود و خواهان بازسازي اساسي در همه حوزه هاي عقايدي و فرهنگي و فكري و سنت ها و ساز و كارهاي قانوني شود.
اين گونه است كه همان سنت ها و عقايد نخست كه از كارآيي بسيار برخوردار بوده و به همين سبب مشروعيت يافته بود اكنون به سبب ناكارآمدي، از مشروعيت مي افتد و انقلاب همه آن ها را به دور مي ريزد.
بنابراين مي توان ميان اصلاحات و انقلاب و نيز محافظه كاري و افزايش نيازهاي روزمره و هم چنين مشروعيت يابي و مشروعيت زدايي از نظام اجتماعي و سياسي ارتباط تنگاتنگي يافت.
بر اين اساس مي توان گفت علت اساسي انقلاب عدم كارآمدي مجموعه نظام هاي فكري و فرهنگي و قانوني و سياسي و اجتماعي و مانند آن است كه در طول زماني بلند ناكارآمد شده و توانايي پاسخ به نيازها و اهداف جامعه را ندارد. فشارهاي طبقات بالاي جامعه كه گرايش به محافظه كاري دارند و خواسته هاي طبيعي طبقات و لايه هاي پايين موجب مي شود كه انقلاب ايجاد شود.
باتوجه به اين تحليل بايد گفت كه اصلاح گرايي در حوزه محافظه كاران و طبقات صاحب قدرت و زر و زور به شكلي مي تواند طنز و فكاهي باشد مگر آن كه براي حفظ قدرت و موقعيت انجام شود چنان كه هرگز از سوي طبقات محافظه كار اجتماعي، انقلابي انجام نمي شود. از اين رو انقلابي ها و به تعبير قرآن مؤمنان همواره كساني بودند كه ازنظر محافظه كاران و طبقات ممتاز اجتماعي اراذل بودند. اين تعبير در قرآن به صراحت آمده است كه همراهان پيامبران درنظر طبقات ممتاز و اشراف ارذال و اوباش بودند و مردماني از طبقات پست جامعه را شكل مي دادند كه خواسته ها و نيازهاي آنان براساس ساخت و ساختارهاي كنوني جامعه پاسخ داده نمي شد و يا پاسخ هاي درست و روشني دريافت نمي كردند.
علل و عوامل واگرايي از انقلاب
برخلاف آن چه كه در علل و عوامل گرايش به انقلاب و اصلاحات بيان شد، علل و عوامل واگرايي به گونه اي است كه نمي توان نقش طبقات ممتاز و اشراف و زورمدار و زرمداران را ناديده گرفت. بنابراين در اين بخش به تحليل هر دو دسته علل واگرايي پرداخته مي شود.
ناكارآمدي انقلاب و مشروعيت زدايي
هر انقلابي به جهت ناكارآمدي ساخت ها و ساختارهاي اجتماعي موجود پديد مي آيد و جوامع از آن رو قيام و انقلاب مي كنند كه اصلاحاتي صورت نگرفته و يا اصلاحات، ناقص و نادرست بوده و نتوانسته خواسته هاي مشروع و منطقي جامعه را پاسخ دهد.
اصولاً هر جامعه اي به اين دليل شكل مي گيرد كه بسياري از نيازها و خواسته هاي افراد و گروهها را به تنهايي نمي تواند پاسخ دهد از اين رو با هم گرايي مي كوشند تا هدف مشخصي را برآورده سازند. اين اهداف به طور كلي شامل امنيت و آسايش و آرامش مي شود.
در تعريفي كه از سعادت داده مي شود عنصر آسايش و آرامش، اصلي و اساسي است. هر يك از آسايش و آرامش، مؤلفه ها و عناصري دارد كه مي تواند از عدالت و انصاف و حسن سيرت دولتمردان و آزادي و مانند آن شكل بگيرد. در حقيقت هر آن چه آسايش و آرامش را فراهم مي آورد مي تواند بخشي از خواسته ها باشد كه به جهت گرايش طبيعي انسان به اولويت بندي اين خواسته ها به شكل پديده و مطالبات روزمره نمودار مي شود. با اين همه، خواست اساسي همان آسايش و آرامش يعني خوشبختي است. اگر هر ساخت و يا ساختاري نتواند به اين مطالبات پاسخ دهد و يا اهداف را برآورده سازد همان گونه كه مشروعيت يافته از مشروعيت مي افتد. بنابراين مي بايست از مهم ترين علل و عوامل واگرايي و رويگرداني از يك انقلاب را در ناكارآمدي آن جست وجو كرد. اگر مردم براي دست يابي به اهدافي خاص انقلاب كردند مي بايست ساخت و ساختار جديد آنان را برآورده سازد و اگر در اين كار ناتوان و ناكارآمد شد از مشروعيت مي افتد و مردم يا خواستار بازگشت به ساختار پيشين مي شوند كه كم تر است و يا اين كه در جست وجوي ساختار ديگر و بهتر دست به اصلاحات مي زنند و يا انقلابي ديگر را ايجاد مي كنند كه اين نيز به جهت سرخوردگي از انقلاب پيشين، كم است و يا اين كه منفعل مي شوند و از حضور اجتماعي خودداري مي كنند.
بنابراين بهترين حالتي كه مي توان تصور كرد اصلاحات است كه امري طبيعي است و نمي توان آن را رويگرداني از انقلاب دانست. در اين شكل مردم مي كوشند تا همان ساخت و ساختار جديد را باتوجه به نيازهاي نوشونده به طور دايم بازسازي كنند كه در حقيقت سير تكاملي انقلاب به شمار مي آيد و از اين روست كه در تحليل حركت امام حسين(ع) سخن از رويگرداني از انقلاب پيامبر(ص) نيست بلكه سخن از اصلاحات در امت جد خويش است. در حقيقت وي مي كوشد تا دين و انقلاب اسلامي را حفظ كند و تنها با تغيير در حوزه امت و جامعه اي كه پيامبر ساخته، آن را به سوي تكامل و پيشرفت و برآوردن خواسته هاي جديد سوق دهد. اصلاحات حسيني بهترين گزينه براي مردمي است كه انقلاب را دوست مي دارند و به ساخت و ساختارهاي آن وفادارند و تنها مي كوشند تا با اصلاحات دايمي، اصل و عناصر اصلي دين و انقلاب را حفظ كنند و آن را با نيازهاي نوشونده هماهنگ كنند. اين هماهنگي ها امري طبيعي در حوزه ساختارها و سازوكارهاست نه در محتوا و اصول اساسي آن. بنابراين اصلاح گري را نمي توان رويگرداني از انقلاب برشمرد.
مردم، اصلاح طلبان واقعي
هدف اصلاح گران واقعي امروز جامعه ما برخلاف مدعيان دروغين آن، هدايت انقلاب براي حفظ مشروعيت آن و بازسازي دايمي براي حفظ آن مي باشد كه خود از آن به اصولگرايي اصلاح طلبي تعبير مي كنند. به اين معنا كه آنان پاي بند به اصول اساسي انقلاب و دين هستند و لكن در ساختارها و سازوكارها براساس نيازهاي روزمره، خواهان اصلاحات دايمي مي باشند.
از اين رو اصلاح طلبان واقعي، همان توده هاي مردم انقلابي هستند كه خواهان بر آوردن نيازهاي نوشونده خويش براساس همان اصولي است كه در انقلاب بدان مشروعيت بخشيده اند اگر با يكايك مردم سخن بگوييد مي گويند كه انقلاب را دوست دارند و به اصول آن پاي بند مي باشند و در همان حال خواهان تغييراتي هستند كه امام حسين(ع) از آن به اصلاحات در امت جد تعبير مي كند. به اين معنا كه برخي از ساختارها به درستي تعريف نشده و ساز و كارها ناكارآمد و ناتوان است .در اين ميان برخي از افراد با سوءاستفاده از انقلاب، خود را به قدرت چسبانده و خواهان حفظ همه ساختارهاي كنوني براي حفظ قدرت خويش حتي با شكست اصول انقلاب و از دست رفتن همه دستاوردهاي آن مي باشند. اين ها همان كساني هستند كه با اصلاحات مطلوب مردم و رهبري مخالفت مي ورزند و انقلاب و اصلاحات را به شكست مي كشانند.
محافظه كاران جديد، عامل رويگرداني مردم از انقلاب
بنابراين از علل مهم رويگرداني شمار اندك از مردم از اصل انقلاب مي تواند محافظه كاران جديد باشد. محافظه كاران جديد كساني هستند كه در انقلاب به مناصب و قدرتي دست يافته اند و مخالف هرگونه اصلاحات طبيعي مي باشند و فشارهاي مضاعفي را بر رهبري و مردم وارد مي سازند. اينان با اين شيوه برخي از مردم را از اصل انقلاب دور مي سازند و اصول اساسي آن را زيرسؤال مي برند و مي كوشند ناكارآمدي آن را به شكلي ديگر نشان دهند. بنابراين محافظه كاران جديد همان دشمنان اصلي انقلاب اسلامي هستند.
منافقان، دشمنان ضد انقلاب
قرآن علت ديگري را براي رويگرداني بيان مي كند كه مي توان آن را يكي از علل واقعي برشمرد. درهر جامعه اي افرادي هستند كه از انقلاب سودي نبرده اند و قدرتي را از دست داده اند و امتيازي از كف ايشان بيرون رفته است. اينان براي اينكه انقلاب را تضعيف كنند به اشكال مختلف رفتار مي كنند كه نمايشي از رويگرداني از انقلاب است. بارها كساني را ديده ايد كه درجريان انقلاب به مسئوليت كوچك و بزرگ دست مي يابند و روز ديگر همين افراد به شكل ضدانقلاب خود را معرفي مي كنند و حتي به دشمن پناهنده مي شوند. اينان كساني هستند كه براساس يك برنامه ريزي حساب شده عمل مي كنند. قرآن از اين افراد به منافقان ياد مي كند. البته منافقان لايه هاي مختلفي دارند. يكي از لايه هاي ايشان اينگونه عمل مي كند كه روزي خود را انقلابي معرفي مي كند و روز ديگر و درشرايطي كه به نظر تاثيرگذار است همه انقلاب را زيرسؤال مي برد. قرآن در اين باره مي گويد كساني هستند كه مي گويند انقلابي شده ايم و فرداي ديگر خود را از انقلاب بري مي شمارند. به اين معنا كه روزي اعلام مي كنند ايمان آورده ايم و فرداي ديگرمي گويند ما كافر شده ايم و از اصول انقلابي برائت مي جوييم.
جنگ رواني نخبگان جامعه
البته قرآن توضيح مي دهد كه اين افراد به دستور برخي از اربابان خويش اين گونه عمل مي كنند؛ زيرا اربابان ايشان به آنان ياد مي دهند كه روزي بگويند ايمان آورده ايم و روزي ديگر بگويند كافر شده ايم. اين جنگ رواني است كه دشمنان شروع مي كنند تا گروه هاي ساده اجتماعي را كه قدرت تحليل و تجزيه مسائل را ندارند با خود همراه كنند. بسياري از كساني كه اين شيوه را به كار مي گيرند همان كساني هستند كه به ظاهر نخبگان جامعه هستند تا بتوانند تاثيرات بيشتري برجامعه بگذارند و مردم عادي براين باور شوند كه نخبگان علمي و فرهنگي و سرمايه داران جامعه كه عقل و هوش و درك و زيركي بيشتري دارند از انقلاب رويگردان شده اند بنابراين بايد درخود انقلاب، مشكلي باشد وگرنه چه طور كساني كه نخبگان جامعه هستند با پذيرش انقلاب و حتي داشتن فعاليتهاي بسيار انقلابي، از آن رويگردان شده اند. اينان كه ضدانقلاب ابتدايي نبوده بلكه از وفاداران به انقلاب بوده اند و اكنون همان وفاداران به علت عدم كارآمدي انقلاب از آن رويگردان شده و به ساختار و ساخت هاي جديد اجتماعي روي آورده اند و آن را تبليغ مي كنند؟
بنابراين جنگ رواني كه ازسوي برخي از ضدانقلابي هاي واقعي و مومنان و انقلابي هاي ظاهري شروع مي شود، توهم اين موضوع را پيش مي آورد كه برخي از مردم ازانقلاب بيزارشده واز آن رويگردان گشته اند.
افزايش مطالبات مردم
از ديگر علل و عواملي كه قرآن برمي شمارد مسئله افزايش مطالبات مردم با توجه به ظرفيت هاي محدود جامعه و انقلاب است. در داستان قرآن از ضدانقلابي هاي بني اسراييل اين مسئله به روشني بيان شده است. آنان با توجه به مشكلات انقلاب و اين كه انقلاب همه ساخت ها و ساختارهاي پيشين را فرو ريخته است و مشكلي از اين جهت پديد آمده و هنوز فرصت براي بازسازي فراهم نشده، مي كوشند تا با افزايش مطالبات و خواسته ها، انقلاب را در برابر مردم انقلابي قرار دهند. در داستان قرآن آمده است كه ضد انقلابيون بني اسراييلي كوشيدند حتي مردم را به سوي خواسته هاي پستي چون پياز و سير و خيار بكشانند و آنان را از انقلاب زده كنند. دراينجا دشمنان داخلي، نقش اساسي و اصلي را ايفا مي كنند. در اين صورت است كه گروهي از مردم از انقلاب رويگردان مي شوند؛ زيرا حكومت نتوانسته كارآمدي خود را براي برآوردن نيازها نشان دهد.
آن چه بيان شد، بخشي از علل و عوامل رويگرداني است كه در اين نوشتار بيان شد. باشد كه با مطالعه دوباره آيات و تحليل قرآن، علل و عوامل كامل گرايش و واگرايي از انقلاب دانسته و از آن براي تبيين و توصيه در حركتهاي انقلابي بهره گرفته شود.     
   

قران واستقلال فرهنگي

g2mgqljcn1mjr53f9f9w.gif

قرآن و استقلال فرهنگی


فرهنگ ، مجموعه اي از باورها، آيين ها ، آداب ، سنت ها ، رسوم و دين است كه هويت هر جامعه انساني را شكل مي بخشد و از ديگر جوامع متمايز مي سازد. قرآن اختلاف فرهنگي را امري طبيعي و در راستاي رشد و تكامل فردي و جمعي انسان و جوامع انساني بر مي شمرد. تمدن هاي انساني، اشكال تجسمي فرهنگ هاست. از اين روست كه هر فرهنگي، خاستگاه تمدني متفاوت از ديگري مي شود، و فرهنگ هاي ديگر، آثار و برآيند فرهنگي ديگر تمدن ها را كه به شكل فراورده هاي تمدني تجسم و معناي خارجي مي يابد، به سادگي نمي پذيرند و از آن سر باز مي زند. بر همين پايه و اساس است كه برخي كاربرد واژگان تمدن هاي ديگررا نمي پذيرند و از آن سرباز مي زنند ؛ زيرا بر اين باورند كه هر يك از اين واژگان داراي بار فرهنگي خاصي است كه از طريق فراورده هاي فرهنگي و به شكل تجسمي آن (تمدن) مي كوشد تا در فرهنگ و تمدن ديگر نفوذ كرده و آن را تحت مهار و كنترل خود در آورد. وازنش جوامع فرهنگي چون فرهنگ اسلامي و يا سرخپوستي و يا كنفوسيوسي نسبت به فرهنگ واژگاني تمدن غربي را مي توان بر پايه اين باور توجيه و تحليل كرد. هر واژه و يا فرآورده فرهنگي و تمدني با خود مجموعه اي فرهنگ تمدن (ديگر) را همراه دارد كه پذيرش آن لوازم و پيامدهاي به دنبال دارد كه مي تواند براي فرهنگ گيرنده و پذيرنده مخرب و زيانبار باشد. حتي خرده فرهنگ ها در ميان كلان فرهنگ ها از چنين احساسي رنج مي برند كه مورد تهاجم فرهنگي قرار گرفته اند؛ واكنش تند فرهنگ فرانسوي نسبت به فرهنگ انگليسي و بازتاب آن در حوزه هاي سياسي ، اجتماعي و اقتصادي نمونه عيني از اين وازنش و رد فرهنگي ميان دو خرده فرهنگ از يك تمدن و فرهنگ كلان مشترك است.
از اين رو، بسياري از انديشمندان بر اين باورند كه موجوديت و هويت هر جامعه و تمدني از استقلال فرهنگي آن جامعه بر مي خيزد و خاستگاه استقلال در هر حوزه ديگري را بايد در استقلال فرهنگي جست. به اين معنا كه فرهنگ به عنوان ريشه و خاستگاه تمدني ، اصلي ترين نقش را در حوزه استقلال و حفظ آن در همه جنبه ها و حوزه ها دارد. اگر فرهنگي دست خوش تغييرات ژرف گردد و استقلال خود را در ميان فرهنگ هاي ديگر از دست دهد ، آن جامعه و تمدن منسوب به آن فرهنگ نيز دچار بحران هويت و فروپاشي مي شود و استقلال خود را در هر حوزه و زمينه ديگري چون نظامي ، اقتصادي ، سياسي و تمدني از دست مي دهد. ريشه اين نظريه و نگره را مي بايست در اين امر جست كه فرهنگ به عنوان مجموعه اي از انديشه ها و باورها، با روح و جان فردي و يا جمعي جامعه در ارتباط مستقيم است. انديشه و بينش انساني است كه هويت فردي و يا جمعي انسان را مي سازد و به آن معنا و مفهوم مي بخشد؛ از اين رو ، هر گونه تغيير و دگرگوني در حوزه بينش و نگرش و انديشه و باورها به سرعت تاثيرات خود را در حوزه هاي ديگر به جا مي گذارد. بنابراين استقلال فرهنگي به عنوان ضامن و حافظ استقلال سياسي و اقتصادي ونظامي عمل مي كند و تمدني را از تمدن ديگر جدا و متمايز مي سازد. اگر انسان و يا جامعه اي از نظر بينش و انديشه و فرهنگ مستقل نباشد نمي تواند مدعي استقلال در حوزه هاي ديگري شود.
قرآن هر چند كه براي همه فرهنگ ها و تمدن ها ارزش و جايگاه ارزشي خاصي را قايل است و به همه آن ها به عنوان فرآورده هاي انساني و توليدات خليفه الهي در قرارگاه زمين مي نگرد ولي ميان آن ها تفاوت ها و تمايزهاي ارزشي نيز قايل است. وقتي قرآن سخن از امت و جامعه و يا فرهنگ شاهد، نمونه و ميانه مي كند ، تفكيك ارزشي ميان فرهنگ ها و تمدن ها قايل مي شود. بنابراين ، با حفظ احترام به همه فرهنگ ها و تمدن ها ، ارزش ها و فرهنگ و تمدن البته مبتني بر اصول ارزشي اسلام يعني فرهنگ حقيقي و ناب اسلامي و قرآني را برتر از ديگري فرهنگ ها و تمدن ها بر مي شمارد. اين تفكيك ارزشي ميان فرهنگ و تمدن اسلامي (البته قرآني و ناب كه شايد در حال حاضر و گذشته آرماني بوده است) و ديگر تمدن ها از آن رو صورت مي گيرد تا فرهنگ و تمدن اسلامي قرآني به عنوان نمونه كامل و راه مستقيم سعادت دوگانه دوسرايي ارايه و سرمشق قرار گيرد و ديگر جوامع انساني دست كم در برخي از حوزه ها خود را با آن هماهنگ سازند. اين به معناي نابودي ديگر فرهنگ ها ، زبان ها و آداب و رسوم مفيد و عقلايي نيست؛ زيرا تفاوت فرهنگي و زباني و سنت هاي متفاوت خود انگيزه و خاستگاه تكامل و رشد انسان و جوامع انساني است. سخن از آن است كه نوعي اشتراك در برخي از اصول فرهنگي پديد آيد كه براي جوامع بشري مفيد و سازنده است. بنابراين سخن گفتن از استقلال فرهنگي به معناي آن نيست كه از اصول عقلايي و ارزشي و فرهنگي مفيد و سازنده ديگر جوامع بهره نگيرند؛ زيرا برخي از آداب و ارزش هاي اخلاقي در فرهنگ ها ديگر برخاسته از اصول عقلايي و بشري است كه به عنوان پيامبر باطن انساني عمل مي كند و اسلام و قرآن آن ها ( چه موجود و چه آن هايي كه پس از اين پديدار مي شوند) تاييد و امضا كرده و مي كند. همان اصول ارزشي عقلايي كه از آن در اصول فقه اسلامي به سيره عقلايي ياد مي كنند و بر آن مهر تاييد مي گذارند.
از همه اين ها گذشته اسلام و قرآن خواستار هويت يابي فرهنگي امت و جامعه اسلامي است. بر همين پايه اساس با شعار شعوربخش و هدايت گر : قولوا لا اله الا الله تفلحوا، زنجيرهاي فرهنگي و تمدني بردگي و جهل و بندگي را از دست و پا بشريت بر مي دارد ( اعراف آيه 157) . هدف از اين حركت بينشي و نگرشي آن است تا انسان را در جايگاه واقعي خود قرار دهد و فرهنگ و بينش براي رسيدن به اين مقصد و مقصود مهم ترين عامل شناخته و دانسته مي شود.

راهكارهاي هويت بخشي به فرهنگ و تمدن اسلامي
قرآن براي رسيدن به استقلال فرهنگي و هويت بخشي تمدني و جلوگيري از وابستگي ها ي فرهنگي برنامه ها و راهكارهايي را ارايه داده است كه در اين جا به بخشي از آن مي پردازيم:
1. قرآن: قران به عنوان مهم ترين عامل براي استقلال فرهنگي و تمدني اسلام شناخته و معرفي شده است؛ زيرا با قرآن به عنوان كتاب و قانون اساسي امتي كه مي بايست در درون تمدن ها و فرهنگ ها برخيزد وهويت مستقل و جداگانه بيابد اين امكان فراهم آمد تا امت اسلام شكل و هويت مستقلي پيدا كند . هر جامعه و تمدن و فرهنگي نيازمند اصولي اساسي است كه به عنوان امر ثابت از نسلي به نسل ديگر منتقل مي گرد و نسل حاضر با تلاش و كار فرهنگي مي كوشد تا آن مباني و اصول را به نسل ديگرآموزش داده و بر پايه و اساس آن تربيت كند. اين عمل را در علوم اجتماعي به جامعه پذيري ياد مي كنند. جامعه پذيري است كه موجب مي شود تا همبستگي اجتماعي و وحدت رويه و عمل در ميان نسل ها حفظ و سنت ها انتقال يابد. سنت ها و اصول اساسي هر فرهنگ مي تواند به دو شكل شفاهي و كتبي منتقل گردد. در قرآن و گزارش هاي تاريخي ما با هر دو شكل حفظ فرهنگي جوامع آشنا شده ايم . به عنوان نمونه فرهنگ يهودي به شكل كتاب از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شود. در اين كتاب است كه اصول اساسي و ارزش هاي بنيادين نوشته و ثبت شده است و هر نسلي به كمك و ياري آن مي تواند از روش و سنت ها و رويه هاي فرهنگي پيشينان خود مطلع شده و بر پايه آن عمل كند. اين روش از فوايد چندي برخوردار است كه از مهم ترين آن ها مي توان به پايداري و ثبات آن اشاره كرد. شكل ديگري كه اصول و سنت هاي فرهنگي به نسل ديگر منتقل مي گردد، روش شفاهي است . جامعه امي و بي سواد حجاز اين گونه اشكال فرهنگي خود را به ديگر نسل ها منتقل مي كردند. بسياري از آداب و سنت هاي مرسوم در عصر نبوي (ص) سنت ها و آدابي بود كه از ابراهيم (ع) به يادگار مانده بود و به صورت شفاهي از نسلي به نسل ديگر منتقل مي شد. اين روش به جهت فقدان سنت مكتوب دچار تغييرات اساسي و گاه دگرگونه ساز مي شود. نسل هاي پسين به علت فقدان منبع معتبر و مستند نمي توانند از همانندي و يا يگانگي اصول ارزشي خود در طول نسل ها دفاع كنند؛ زيرا به علل مختلف مي تواند هر يك سنت ها تغيير شكل و ماهيت دهد.
قرآن به عنوان عامل اساسي حفظ وحدت فرهنگي و پايداري ارزش هاي فرهنگي و تمدن اسلام به خوبي توانست از اين مهم بر آيد. بنابراين قرآن در برابر دو كتاب ( يعني دو فرهنگ يهودي و مسيحي ) وحتي ديگر فرهنگ ها و تمدن هاي داراي هويت پايدار فرهنگي چون تمدن و فرهنگ ايراني و رومي عمل كرد. قرآن توانست با حضور و نقش خود استقلال فرهنگي و تمدني امت اسلامي را تضمين كند. بنابراين بايد بر اين نكته پا فشرد كه ارسال قرآن از سوي خداوند و كتابت آن به عنوان نخستين و مهم ترين عامل هويت بخشي جامعه اسلامي عمل كرده است. خداوند با اين عمل خواست تا جامعه و امت اسلامي داراي هويت مستقل و پايداري باشد كه در برابر آسيب هاي احتمالي زمان مصون بماند.
2. تجسم بخشي وحدت محوري با انتخاب مكه : يكي ديگراز راهكارهايي كه قرآن براي هويت بخشي فرهنگي و تمدني اسلام ارايه داده است ، انتخاب مكه به عنوان قبله فرهنگ و تمدن اسلامي است. براي تداوم فرهنگي و پايداري تمدني لازم است كه نوعي محور تجسمي نيز در كنار محور فرهنگي (قرآن) وجود داشته باشد. تا زماني كه امت از چنين محوريت برخوردار نباشند نمي توانند به خود شكل تمدني دهند. تجسم بخشي مفاهيم فرهنگي نياز به پديده هاي فرهنگي و مقولات تمدني است. كعبه به عنوان تجسم و نماد محوري وحدت فرهنگي و تمدني جامعه اسلامي عمل مي كند. پيش از انتخاب كعبه و مكه به عنوان قبله مسلمانان ، اين هويت به شكل معنوي وجود داشته ولي هرگز به شكل تجسمي نمود پيدا نكرده بود، اززماني كه اين قبله به عنوان محور عيني مشخص شد، امت و تمدن اسلامي از تمدن و امت مسيحي و يهودي مجزا شد.( بقره آيه 145)
3. مسجد: ديگر عامل اساسي كه براي هويت بخشي فرهنگي از سوي قرآن و پيامبر صورت گرفت، ساخت مسجد و تاكيد بر اين عنوان بود. اگر ديگر تمدن ها و فرهنگ ها داراي مشخصه اي چون كنيسه و كليسا و صومعه بودند ، اسلام براي ايجاد استقلال فرهنگي اقدام به ساخت مكاني براي عبادت به نام مسجد كرد كه از نظر شكل و شمايل و متعلقات داخلي آن بسيار فرق داشت.( لهدمت بيع ...)
4. نماز: از ديگر راهكارهايي است كه قرآن به صورت تجسمي كوشيد تا نوعي استقلال فرهنگي و تمدني را با آن سبب شود.
5. نفي تشبه و همانند با ديگران : اين راهكار براي حفظ استقلال فرهنگي و نه ايجاد آن پيشنهاد و در دستور قرار گرفت. بر نامه قرآن و اسلام اين بود كه پس از ايجاد استقلال فرهنگي با عواملي كه برخي از آن در اينجا ياد شده است ، اين استقلال را حفظ كرده و نگذارد به اشكال مختلف سست و يا از ميان برود، از اين رو دستور داد تا مسلمانان به عنوان يك امت و تمدن مستقل مي بايست از تشبه به ديگران خود داري كنند. تشبه اي كه موجب مي شود تا هويت فرهنگي و استقلال تمدني آنان از ميان برود. بنابراين هر آن چه اين استقلال فرهنگي را به مخاطره مي اندازد حرام و ممنوع گرديد كه از آن ميان تشبه و همانند سازي خود با ديگران است.( نساء آيه 89)
6. جلوگيري از تاثيرگذاري ديگران در حوزه هاي فرهنگي: از ديگر برنامه هاي قرآن و اسلام براي تداوم فرهنگي آن است كه نگذارد تا ديگران در حوزه هاي فرهنگي اعمالي را انجام و يا به دست گيرند كه تغييرات فرهنگي را پديد مي آورند و پايه استقلال فرهنگي را سست مي كنند. در آيه 17 سوره توبه از مشاركت دادن ديگران در ساخت مساجد و بناهاي ديني و فرهنگي نهي مي كند و مي فرمايد: مشركان نمي توانند و نبايد در تعمير و آباداني مساجد مشاركت داشته باشند. در دستوري ديگر مسلمانان را از اين كه در اين حوزه هاي حساس و سرنوشت سازي كه هويت فرهنگي و جمعي امت بدان وابسته است ، از ديگران بهره گيرند و آنان را حتي به عنوان مشاوران به خدمت گمارند ، نهي كرده است. اين همه تشديد و شدت عمل از آن روست كه تصرف ودسترسي ديگران به اين حوزه ها تاثيرات ژرف و مهمي را سبب مي شود و جامعه و هويت مستقل آن تهديد مي شود.( آل عمران آيه 100)
7. عدم كوتاهي در برابر ارزش ها: اگر جامعه و امت اسلامي و يا هر فرهنگي دربرابر ارزش ها و اصول خود كوتاه بيايد و به عنوان آسان گيري و تساهل و تسامح آن را زير پا گذارد ، چنين فرهنگ و جامعه اي به زودي استقلال خود را از دست مي دهد و چيزي نمي ماند تا با آن هويت خود را بنماياند. انعطاف د ربرابر اصول ارزشي امر نادرست و ضد فرهنگي است. بنابراين قرآن هر مسلماني را فردي اصول گرا به معناي پاسدار ارزش هاي اساسي مي داند. ارزش هايي كه بر پايه اصول عقلايي و يا عقلاني و يا داده هاي وحياني معتبر است مي بايست حفظ و از آن پاسداري كرد. اگر سخن از تسامح و تساهل و آسان گيري در اسلام است درباره اصول ارزشي نيست . يك مسلمان مي تواند و بايد اهل تسامح و تساهل نسبت به ديگران باشد ولي نمي تواند و نبايد در برابر اصول و ارزش ها كوتاه بيايد.( اعراف آيه 3 و نيز جاثيه آيه 19 و كافرون آيات 1 تا 5 و ممتحنه آيه 4 و 5) كوتاهي در اسلام به عنوان مداهنه و تدهين ، امري مردود و زشت شمرده شده است و اهل مداهنه نسبت به ارزش ها به مجازات سختي تهديد شده اند.( قلم آيه 9)
8. مبارزه با ارتداد : از ديگر راهكارهايي است كه براي تداوم ارزشي و استقلال فرهنگي جامعه پيشنهاد شده است. در هر جامعه و تمدن فرهنگي ، افرادي كه در حوزه قانون و سنت ها عمل نمي كنند و به زباني جامعه پذير نيستند و با نمادهاي فرهنگي و يا اصول ارزشي جامعه همراهي و هماهنگي ندارند به سختي مجازات و تنبيه مي شوند؛ زيرا اگر چنين برخوردي از سوي جامعه انجام نگيرد بنياد ارزشي جامعه و هنجارهاي آن سست و به زودي نابود مي شود. در جامعه اسلامي نيز براي حفظ ارزش ها و وحدت فرهنگي جامعه از روش فوق استفاده شده است. مساله ارتداد و تنبيهات آن را مي توان بر اين پايه و اساس تحليل و تبيين كرد. در جامعه اي كه افراد با پذيرش و وازنش هاي پياپي اركان ارزشي و سنت هاي اساسي را به بازي مي گيرند و هنجارهاي اجتماعي جامعه را با خطر مواجه مي سازند ، تنبيه و مجازات چنين افرادي براي حفظ وحدت و هم بستگي جامعه ضروري و بايسته است . بنابراين قرآن همانند ديگر جوامع بشري با مخالفان ارزش ها وسنت هاي درست و معتبر عقلاني و عقلايي به شدت مبارزه و آنان را تنبيه و مجازات مي كند.
به نظر مي رسد كه اين حكم از آن جايي كه مرتبط به حفظ جامعه و وحدت آن است در صورتي اجرايي مي شود كه موجبات سستي نهادهاي ارزشي جامعه را فراهم آورد. به اين معنا كه هر گاه فرد و يا افرادي با بازي ارتداد بخواهند اصول ارزشي جامعه و استقلال فرهنگي جامعه اسلامي را به بازي گيرند به سختي مجازات و تنبيه مي گردند ولي اگر چنين حالتي دست نداد تنها با روش هاي تعزيري و يا راهكارهاي ديگر چون طرد و تبعيد از گسترش و دامن زدن به اين گونه رفتارهاي ضد جامعه پذيري جلوگيري به عمل مي آيد. بنابراين تشخيص اين مساله به امام و دولتمردان بستگي دارد و از قوانين دولتي براي حفظ و پاسداري از ارزش هاي اساسي جامعه است.( آل عمران آيه 149 و نيز بقرة آيه 109)
اين ها نمونه هايي از راهكارهاي قرآني براي ايجاد و نيز پاسداري از استقلال فرهنگي و تمدني جامعه اسلامي است . مي توان با تفكر و تدبر در آيات ديگري از قرآن نمونه ها و راهكارهاي ديگري براي اين مساله يافت كه از آن ميان مي توان به راهكار هجرت ( عنكبوت آيه 56 و نساء آيه 97 ) اشاره كرد.

 

ق

آسیب شناسی شایعه در قرآن

 

yxx25pkzm4e1jg5czfpm.gif

آسیب شناسی شایعه در قرآن

 

چکیده: موضوع این مقاله تبيين و تحليل عوامل، زمينه‏ها، بسترهاى شايعه و راه‏هاى مبارزه با آن از منظر قرآن است.
نويسنده، پس از تعريف شايعه، به نمونه‏هايى از شايعات در قرآن اشاره كرده و شايعات عصر پيامبر را از جمله، شايعات درباره شخصيّت پيامبر، شايعات درباره خانواده پيامبر، شايعات درباره شهادت پيامبر و شايعات درباره صحابه را از نگاه قرآن مورد بررسى قرار داده و در مورد شايعه سازان، شايعه پراكنان، بستر شايعه و زمينه‏هاى اصلى شايعه، به تفصيل بحث كرده است. سپس به عوامل اصلى شايعه پراكنى - گزارش بودن، رهايى از فشار، خشنود ساختن ديگران، برون رفت از سكوت - و اهداف شايعه پرداخته و دلايل باور پذيرى شايعات را مستند بودن شايعات، درستى برخى از شايعات، سادگى برخى از مردم، احتمال درستى شايعات و بدبينى بر شمرده است. در ادامه راهكارهاى مبارزه با شايعات را به دو مرحله پيش‏گيرى و درمان تقسيم نموده و مهم‏ترين راهكار براى گروهى كه شايعات درباره آنها ساخته و پخش مى‏شود را اطلاع رسانى سريع و دقيق واعتماد سازى دانسته و شايعه پراكنان را به خوش‏بينى و حسن نيّت، هوشيارى و اطمينان از درستى شايعه توصيه كرده است.
در پايان به مرحله درمان اشاره كرده و تكذيب شايعه، تقويت سازى، خنثى سازى، كيفر شايعه سازان و شايعه پراكنان را مهم‏ترين راهكارهاى جلوگيرى از انتشار شايعه دانسته است.

كليد واژه‏ها: شایعه / شايعه در قرآن/ تعريف شایعه / انواع شایعه / شايعه سازان/ شايعه پراكنان/ زمينه‏های شایعه/ عوامل شايعه پراكنى/ اهداف شایعه / مبارزه با شايعه / آسیب های اجتماعی / جامعه شناسی قرآن.

شایعه در برابر دیگر آسیب های اجتماعی از قدرت تخریب بیشتری برخوردار است. بدبینی افراد به یكدیگر، بی اعتمادی مردم به مسئولان، ركود اقتصادی، احساس ناامنی، یأس و ناامیدی، زمینه سازی برای دخالت بیگانگان، تحریم اقتصادی، سیاسی، نظامی و…، تنها بخشی از آسیب هایی است كه شایعه بر پیكر اجتماع فرود می آورد.
نمونه ها و شواهد عینی بسیاری برای نقش تخریب گری شایعه وجود دارد كه یكی از نمونه های بارز آن در عرصه اجتماعی و سیاسی، قدرت تخریب شایعه ای است كه در دوران حكومت دكتر مصدق ساخته و پرداخته شد. وقتی كودتا در 25مرداد 1332 با هوشیاری دولت مصدق خنثی شد و برخی از كودتاچیان دستگیر شدند، عوامل سازمان سیا، شایعه دخالت دولت مصدق در كودتا را ساخته و پخش كردند. آنها به كمك عوامل وابسته مطبوعاتی و بنگاه های خبری، هدف این كودتا را زیر فشار گذاشتن شاه و ناگزیر ساختن او به فرار معرفی كردند. مردم در اعتراض به دولت مصدق در 28مرداد دست به تظاهرات زدند، باقیمانده كودتاچیان نیز از پادگان ها و مخفی گاه ها بیرون آمدند و با ادوات نظامی مردم را به شورش و حمله به مراكز دولتی یاری و همراهی كردند. شهر، مؤسسات و ادارات دولتی به سرعت در اختیار كودتاچیان قرار گرفت، سران حكومت دستگیر شدند، خانه مصدق غارت و تخریب شد و دولت سرنگون شد.
از جهت گستره و وسعت میدان تخریب نیز، شایعه از دیگر آسیب های نیرومند است. تمامی خانواده ها، مدارس، دانشگاه ها، ادارات، كارخانجات، بازار و… یا دست كم بسیاری از این مراكز درگیر شایعات هستند. شماری شایعه زدایی می كنند و تعداد بیشتری شایعه پراكنی و شایعه سازی را دنبال می كنند.
بنابراین، شایسته است این آسیب اجتماعی از منظر قرآن به بحث و بررسی نهاده شود و عوامل، زمینه ها، بسترها، و راه های مبارزه با شایعه تبیین و تحلیل شود.

تعریف شایعه

پژوهشگران بسیاری تعریف شایعه را به بحث و بررسی نشسته اند. برای نمونه، ال پرت و پستمن از نخستین پیشگامان پژوهش در تعریف شایعه می گویند:
«
شایعه موضوع خاصی است كه برای باور همگان مطرح می شود و از فردی به فرد دیگری منتقل می گردد و معمولاً این انتقال به طور شفاهی صورت می گیرد بدون آن كه شواهد مطمئنی در میان باشد.»1

نپ از دیگر پژوهشگران شایعه در تعریف شایعه می نویسد:
«
شایعه موضوعی است كه برای باور همگان مطرح می شود بدون آ ن كه به طور رسمی تأیید گردد».2

تی شیبوتانی نیز می گوید:
«
شایعه خبری است كه در نتیجه مباحثات گروهی به صورت بازسازی شده ای درآمده است.»3

مجموعه تعاریف شایعه، هرچند كامل و جامع نیست، اما دست كم مارا با شماری از ویژگی های شایعه آشنا می سازد:
1.
شایعه خبری است درباره شخص یا حادثه ای كه در زمان حاضر وجود دارد یا در این زمان اتفاق افتاده است. بنابراین شایعه، افسانه نیست
.
2.
شایعه با هدف باور كردن دیگران مطرح می شود و مانند جوك و لطیفه نیست
.
3.
شایعه یك كار جمعی است
.
4.
شایعه خبری تأیید نشده است
.
5.
شایعه درباره افراد، مؤسسات، ادارات و نهادهای اجتماعی واست كه مردم نسبت به آنها حساس هستند
.
6.
شایعه ممكن است از یك دروغ، تهمت و بهتان پدید آمده باشد.

نمونه هایی از شایعات در قرآن

از شایعه در آیات قرآن سخن بسیار رفته است. پیامبران با انبوهی از شایعات رودرو بودند. این شایعات كه از سوی دشمن آگاه و دوستان نادان ساخته و پخش می شد مشكلات بی شماری برای پیامبران می آفرید. گاه شایعه ساحر بودن رواج می گرفت و گاه شایعه قدرت طلبی، گمراه گری، دیوانگی و
سرعت پخش شایعه گاه به اندازه ای زیاد بود كه در همان آغازین روزهای دعوت پیامبران، گروهی بسیار، شایعه دیوانگی، قدرت طلبی و گمراهی آنان را شنیده بودند؛ برخی این شایعه را باور كرده و عده ای این شایعات را نمی پذیرفتند
.
قوم نوح، شایعه گمراهی، قدرت طلبی، ریاست خواهی و دیوانگی نوح را رواج می دانند
:
«
قال الملأ من قومه إنّا لنراك فی ضلال مبین» اعراف/60

مهتران قومش گفتند: تو را آشكارا در گمراهی می بینم.
«
ما هذا إلاّ بشر مثلكم یرید أن یتفضّل علیكم» مؤمنون/24

این مرد، انسانی است همانند شما، می خواهد بر شما برتری جوید.
«
إن هو إلاّ رجل به جنّة» مؤمنون/25

او مرد دیوانه ای بیش نیست.
«
و قالوا مجنون و ازدجر» قمر/9

و گفتند: دیوانه است. و به دشنامش راندند.
قوم هود، شایعه سفاهت و دروغگویی حضرت هود را ساخته و پخش كردند
:
«
قال الملأ الذین كفروا من قومه إنّا لنراك فی سفاهة و إنّا لنظنّك من الكاذبین» اعراف/66

مهتران قوم او كه كافر شده بودند، گفتند: می بینیم كه به بی خردی گرفتار شده ای و پنداریم كه از دروغگویان باشی.
شایعه شوم بودن صالح و طرفداران او نیز شایعه ای بود كه ساخته و پرداخته قوم آن حضرت بود
:
«
قالوا اطّیرنا بك و بمن معك» نمل/47

ما تو را و یارانت را به فال بد گرفته ایم.
ساحر بودن، مسحور شدن، دروغگویی و جنون موسی در شمار شایعاتی است كه فرعون، قبطیان و نبطیان برای موسی درست كردند
:
«
قالوا ما هذا إلاّ سحر مفتری و ما سمعنا بهذا فی آبائنا الأولین» قصص/36

گفتند: این جادویی است بر ساخته، ما از نیاكان مان چنین چیزهایی نشنیده ایم.
«
قالوا هذا سحر مبین» نمل/13

گفتند: این جادویی آشكار است.
«
إنّ هذا لساحر علیم» شعراء/34

گفت: این مرد، جادوگری داناست.
«
فقال له فرعون إنّی لأظنّك یا موسی مسحوراً» اسراء/101

و فرعون به او گفت: ای موسی، پندارم كه تو را جادو كرده باشند.
«
فقالوا ساحر كذّاب» غافر/24

و گفتند: كه او جادوگری دروغگوست.
«
و قال ساحر أو مجنون» ذاریات/39

و فرعون گفت: جادوگری است یا دیوانه ای.
قوم شعیب بر اساس یك شایعه كه معلوم نیست نخستین سازنده آن چه كسی بوده، حضرت شعیب را دروغگو، افسون شده و نادان می خواندند
:
«
قالوا إنّما أنت من المسحّرین. و ما أنت إلاّ بشر مثلنا و إن نظنّك لمن الكاذبین» شعراء/185ـ186

گفتند: جز این نیست كه تو را جادو كرده اند تو نیز بشری همانند ما هستی و می پنداریم كه دروغ می گویی.
در تاریخ اسلام نیز شایعات بسیاری، پیامبر و مسلمانان را درگیر ساخته و بخشی از جامعه اسلامی را گرفتار تردید، دو دلی، سستی، اضطراب و دلهره كرده است. شایعاتی كه در عصر پیامبر رواج یافت از نظر محتوا مانند شایعاتی است كه پیش از این دیگر پیامبران الهی را آزرده می ساخت
:
«
كذلك ما أتی الذین من قبلهم من رسول إلاّ قالوا ساحر أو مجنون. أ تواصوا به بل هم قوم طاغون» (ذاریات/53
54)
بدین سان بر آنهایی كه از این پیش بودند پیامبری مبعوث نشد؛ جز آنكه گفتند: جادوگری است، یا دیوانه ای است. آیا بدین كار یكدیگر را وصیت كرده بودند؟ نه خود مردمی طاغی بودند
.
شایعات عصر پیامبر را به چند گروه می توان تقسیم كرد
:

الف. شایعاتی كه شخصیت پیامبر را نشانه گرفته بود. این گروه خود بر چهار گونه بود
:
1.
شایعه ساحر و شاعر بودن پیامبر

درآغاز فراخوان پیامبر، یك یا چند نفر شایعه ساحر، كاهن، شاعر و… بودن را ساختند و دیگران با شنیدن این شایعات آنها را به سرعت میان مردم پخش كردند.4 این شایعات به گونه ای رواج یافت كه كفرپیشگان خود نیز باور كردند و پیامبر را ساحر، شاعر و مجنون خواندند و قرآن را سحر، شعر و اباطیل معرفی كردند:
«
و قال الكافرون هذا ساحر كذّاب» ص/4

«
بل هو شاعر» انبیاء/5
«
إنّك لمجنون» حجر/6
«
و یقولون أئنّا لتاركوا آلهتنا لشاعر مجنون» صافات/36
2.
شایعه خیانت
در میان غنایم جنگ بدر، مخمل سرخی وجود داشت، این مخمل مفقود شد، شماری این شایعه را ساختند كه خود پیامبر این مخمل را برداشته است. این شایعه در میان مردم رواج یافت و پس از آن آیه شریفه زیر نازل گردید:
«
و ما كان لنبی أن یغلّ و من یغلل یأت بما غلّ یوم القیامة ثم توفّی كلّ نفس ما كسبت و هم لایظلمون» آل عمران/4161

هیچ پیامبر را شایسته نیست كه خیانت كند و هر كه به چیزی خیانت كند، آن را در روز قیامت با خود آورد. سپس جزای عمل هر كس به تمامی داده خواهد شد و بر كسی ستمی نرود.
شمار دیگری از قرآن پژوهان و تفسیرگران، سبب نزول دیگری برای این آیه می آورند كه بر اساس آن، گروهی ازنگهبانان تنگه در جنگ احد چنین شایع كردند كه هر كس از غنایم چیزی برای خود نگیرد نباید امیدی به دریافت غنایم از پیامبر داشته باشد. وقتی پیامبر این شایعه را شنید در پاسخ گفت: «گمان می كنید كه من به شما خیانت می كنم و سهم شما را از غنایم نمی دهم».5

3.
شایعه عادل نبودن
شایعه دیگری كه شخصیت پیامبر را نشانه گرفته بود شایعه بی عدالتی آن حضرت بود. منافقان پس از جنگ حنین این گونه شایعه كردند كه پیامبر در تقسیم غنائم به عدالت رفتار نمی كند6:
«
و منهم من یلمزك فی الصدقات فإن اُعطوا منها رضوا و إن لم یعطوا منها إذاهم یسخطون» توبه/58

و بعضی از ایشان تو را در تقسیم صدقات به بیداد متهم می كنند، اگر به آنها عطا كنند خشنود می شوند و اگر عطا نكنند خشم می گیرند.
4.
شایعه زودباوری و سادگی

این شایعه توسط منافقان ساخته و پخش شد.
«
و منهم الذین یؤذون النبی و یقولون هو أذن» توبه/61

بعضی از ایشان پیامبر را می آزارند و می گویند كه او به سخن هر كس گوش می دهد.7

ب. شایعاتی كه خانواده پیامبر را اذیت و آزار می داد؛ مانند شایعه بی وفایی عایشه. عایشه در این باره می گوید: هرگاه پیامبر قصد سفر داشت یكی از همسران خویش را به قید قرعه با خود می برد. در جنگ بنی مصطلق قرعه به نام من خورد و من همراه آن حضرت رفتم. در بازگشت از این غزوه برای رفع حاجتی از سپاه جدا شدم وقتی به سپاه پیوستم گردنبندم را نیافتم، برای یافتن گردنبند دوباره از سپاه فاصله گرفتم. وقتی گردنبند را یافتم و به قرارگاه بازگشتم سپاه رفته بود. همراهان من به تصور اینكه من درون هودج هستم، هودجم را بر شتر نهاده بودند و سپاه حركت كرده بود. به ناچار شب در همان قرارگاه خوابیدم. صبح روز بعد صفوان بن معطل كه در عقبه سپاه حركت می كرد مرا دید او شترش را در اختیار من قرار داد و خود در جلوی شتر به راه افتاد. وقتی به مدینه رسیدیم مردم درباره اهل افك سخن می گفتند. نزد پیامبر رفتم اما ایشان آن محبت همیشگی را به من نشان ندادند من كه به سختی بیمار شده بودم مدتی استراحت كردم و پس از بهبود نسبی شایعه را از خدمتكارم شنیدم، سخت ناراحت شدم و… پیامبر از صحابه نظرخواهی كرد و وقتی یاران و انصار پیامبر از پاكدامنی من گفتند پیامبر بر منبر رفت و قذف كننده (دهندهٌ نسبت ناروا) را سرزنش كرد بدون اینكه نام او را ببرد. در این هنگام یك نفر از قبیله اوس گفت: اگر قاذف از قبیله ما باشد او را می كشیم و اگر از قبیله خزرج باشد اگر شما اجازه دهی او را خواهیم كشت. یك نفر از قبیله خزرج ازاین سخن آشفته شد و مشاجره میان اوس و خزرج بالا گرفت تا آنجا كه این دو قبیله در آستانه جنگ قرار گرفتند… شایعه همچنان ادامه داشت تا آن كه آیات زیر از سوره نور فرود آمد:
«
إن الذین جاءوا بالإفك عصبة منكم لاتحسبوه شرّاً لكم بل هو خیر لكم… إن الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فی الدنیا و الآخرة و لهم عذاب عظیم» (نور/11ـ23)8

این سبب نزول در نگاه برخی از مفسران شیعه مورد قبول نیست، به باور این عده سبب نزول این آیات، قذف ماریه قبطیه توسط عایشه است. وقتی ابراهیم از دنیا رفت، پیامبر بسیار اندوهگین شد. عایشه به پیامبر گفت: ابراهیم كه فرزند شما نیست كه این گونه غمگین شدی، او پسر جریح است. این سخن عایشه، پیامبر را بسیار خشمگین ساخت و آن حضرت امام علی(ع) را برای كشتن جریح فرستادند. وقتی جریح خشم امام و شمشیر برافراشته را دید فرار كرد. امام علی(ع) او را تعقیب كرد، جریح بالای درخت رفت، امام نیز او را دنبال كرد، جریح از ترس پایین پرید و به زمین خورد، لباس جریح بالا رفت و نادرستی و بی پایگی شایعه روشن گشت. امام نزد پیامبر بازگشت و نتیجه را گزارش داد و پیامبر به اشتباه خویش پی برد.9

ج. شایعاتی كه درباره شهادت پیامبر، شكست سپاه اسلام و شهادت برخی از صحابه پیامبر بود؛ مانند:
1.
شایعه شهادت پیامبر در جنگ احد

در این جنگ، مصعب بن عمیر، پرچمدار سپاه اسلام به دست ابن قمیئه از جنگجویان بنام قریش به شهادت رسید. ابن قمیئه به گمان اینكه پرچمدار پیامبر است شایعه كشتن شدن پیامبر را ساخت. سپاه كفر وقتی شایعه را شنیدند یكصدا فریاد «قتل محمد» سر می دادند:10
«
و ما محمّد إلاّ رسول قد خلت من قبله الرسل أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابكم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرّ الله شیئاً و سیجزی الله الشاكرین. و ما كان لنفس أن تموت إلاّ بإذن الله كتاباً مؤجّلاً و من یرد ثواب الدنیا نؤته منها…» آل عمران/144ـ146
جز این نیست كه محمد پیامبری است كه پیش از او پیامبرانی دیگر بوده اند. آیا اگر بمیرد یا كشته شود، شما به آیین پیشین خود باز می گردید؟ هر كس كه بازگردد هیچ زیانی به خدا نخواهد رسانید. خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. هیچ كس جز به فرمان خدا نمی میرد؛ مدت مكتوب است. هر كس خواهان ثواب این جهانی باشد به او می دهیم….
2.
شایعه شكست سپاه اسلام درجنگ تبوك

دو گروه از شركت در جنگ تبوك سرباز زدند:
یك. شماری از مؤمنان: «یا أیها الّذین آمنوا ما لكم إذا قیل لكم انفروا فی سبیل الله اثّاقلتم إلی الأرض أ رضیتم بالحیوة الدنیا من الآخرة» توبه/38

دو. منافقان: گروه دوم كه با بهانه های واهی از همراهی سپاه اسلام سرباز زدند، در مدینه شایعه شكست سپاه اسلام و شهادت پیامبر را پخش كردند. به مناسبت بروز این شایعه آیه زیر فرود آمد:
«
إن تصبك حسنة تسؤهم و إن تصبك مصیبة یقولوا قد أخذنا أمرنا من قبل
»
(
توبه/50) 11

شایعه سازان

دشمنان، منافقان، رقیبان انتخاباتی، تجاری، اقتصادی و… سهم بسیار زیادی در شایعه سازی بر عهده دارند و بخش عمده ای از شایعات از سوی این گروه ساخته و پرداخته می شود. نمونه های بسیاری از این دست را امروزه در حاكمیت ها، شركت ها، مؤسسات و مراكز گوناگون جهانی می توان دید.12 در شایعات عصر پیامبر نیز نشانه های روشنی از حضور دشمنان، منافقان و رقبا، در ساخت شایعه دیده می شود. منافقان مدینه گاه شایعه تمركز دشمن در نزدیكی مسلمانان و آمادگی ایشان را برای حمله را می ساختند و گاه از شكست، فرار، اسارت و شهادت پیامبر و سپاه اسلام خبر می دادند:
«
لئن لم ینته المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی المدینة
»
احزاب/60

ارجاف، در لغت به معنای پخش گزارش های ساختگی به منظور ایجاد وحشت، دلهره و اضطراب است.12
در شایعه ساحر بودن پیامبر و شهادت پیامبر، ابوجهل و كفار مكه و ابن قمیئه به عنوان دشمن، ایفای نقش می كنند و شایعه توسط ایشان ساخته می شود. در شایعه قذف، خیانت پیامبر، شكست مسلمانان در جنگ بدر و… عبدالله بن ابی و پیروان او به عنوان منافقان مدینه شایعه سازی كردند و حمه دختر جحش و خواهر زینب به عنوان رقیب به آنها كمك كرد و شایعه ارتباط ماریه قبطیه با جریح توسط عایشه به عنوان هوو ساخته شد.
تحلیل و بررسی شایعات صدر اسلام نشان از نقش عمده منافقان در شایعه سازی و حضور كم رنگ دشمنان دارد. مشركان و كافران در رویارویی با مسلمانان، تنها به اذیت و آزار مسلمانان و كشتن ایشان فكر می كنند، اما منافقان كه درمیان مسلمانان زیست می كنند و خود را با آنها همراه نشان می دهند، ناگزیر از انتخاب شیوه ای متفاوت هستند. آنها بیشتر با اهرم شایعه به مخالفت و دشمنی با مسلمانان می پردازند و انتخاب دیگر شیوه ها را ناپسند و نشانگر دشمنی آشكار خویش با مسلمانان می دانند.

شایعه پراكنان

خودنمایی، دلواپسی، گوشه گیری، پرحرفی، تنهایی، تردید و دودلی، دشمنی و… از ویژگی های برجسته شایعه پراكنان است. عبدالله بن ابی و منافقان، بسیار نگران و مضطربند. عبدالله بن ابی با آمدن پیامبر موقعیت و جایگاه خود را از دست داده است. ازاین جهت او نیاز به خودنمایی دارد، شاید دیگران مانند گذشته به او روی آورند و وی را از تنهایی و نگرانی و اندوه درآورند. به این جهت او و دیگر منافقان جنگ روانی حساب شده ای علیه مسلمانان به راه انداخته و با ساختن و پراكندن شایعه و ایجاد اختلاف میان مسلمانان در پی رسیدن به اهداف خود هستند. تنها عبدالله بن ابی در جنگ بنی مصطلق دوبار فتنه كرد؛ یك بار میان انصار و مهاجرین اختلاف افكند و سخنانی در نكوهش مهاجرین گفت و بار دیگر دربارهٌ رابطه عایشه با صفوان.
در نبرد احد نیز شایعه پراكنان در برابر مسلمانان خودنمایی می كنند و با فرافكنی از اضطراب و نگرانی خود می كاهند. مسلمانان نیز كه از درستی و نادرستی شایعه بی خبرند و گرفتار شك و تردید هستند برای رهایی از رنجی كه از عدم قطعیت گریبانگیر ایشان شده است شایعه را پخش می كنند.

بستر شایعه

شایعه به سراغ چه نوع رویدادها، حقایق و كدامین مردمان می رود؟ این پرسش درشمار نخستین پرسش هایی است كه درباره شایعه مطرح می شود. بستر شناسی شایعات نشان می دهد شایعات موفق، ماندگار و تأثیرگذار، شایعاتی هستند كه بر اثر ابهام یك خبر یا یك حادثه، بدبینی به یك یا چند نفر یا یك واقعه، پنهان كاری و محرمانه نگه داشتن فعالیت ها، وضعیت نگران كننده و سوء تفاهم ها به وجود می آید. برای نمونه كالبد شكافی شایعه قذف نشان می دهد این شایعه بستر بسیار مناسبی داشته است و شایعه سازان بستر شناسان بسیار خوبی بوده اند. وقتی سپاه اسلام به مدینه می رسد پیامبر و سپاه اسلام متوجه غیبت عایشه می شوند، پس از چند ساعت (تقریباً به هنگام طلوع آفتاب و شاید هم دیرتر) عایشه همراه صفوان به ورودی شهر می رسند.14 این صحنه كاملاً مبهم است؛ هم عایشه زمینه مناسبی برای انگ خوردن دارد و هم صفوان. عایشه زنی است بسیار جوان كه با همسرش بیش از 40 سال اختلاف سن دارد. چنین اختلاف سنی در بسیاری یا دست كم در برخی موارد به بی وفایی همسر می انجامد. صفوان مردی است جوان، كه همسر او از وی به پیامبر شكایت می برد: صفوان به من اجازه روزه گرفتن نمی دهد وقتی پیامبر از صفوان می پرسند چرا اجازه نمی دهی؟ او در پاسخ از جوانی خود و نیازش به روابط جنسی می گوید.14
افزون بر این، زمان غیبت عایشه و صفوان نیز زمانی است كه پنهان كاری را ممكن می سازد. وقتی عایشه و صفوان پس از چند ساعت به مدینه می رسند نتیجه آن است كه آنها طول شب را در تنهایی با یكدیگر بوده اند. بدبینی مردم به این دو نفر نیز بسترساز مهم دیگری برای تأثیرگذاری شایعه و رواج سریع آن است؛ اگر مردم خوش بین بودند و به تعبیر آیه قرآن گمان خیر درباره آنها می دادند، شایعه در نطفه خفه می شد و هیچ گاه میان مردم پخش نمی شد: «لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً»(نور/12)
در شایعه شهادت پیامبر نیز آنچه بستر را برای ساخت و پخش شایعه فراهم می آورد، یكی وجود حقیقتی بود كه اتفاق افتاد و دیگری احساس خطر مسلمانان و شادمانی كفار مكه بود. در احد، حقیقتی اتفاق افتاده بود؛ بر اساس برخی روایات، ابن قمیئه ضربتی سخت بر پیامبر فرود آورد و بر اساس تعدادی از روایات، پرچمدار سپاه اسلام به شهادت رسیده بود.16 این حقیقت برای كفار شادمانی آورد و برای مسلمانان نگرانی و اضطراب و دلهره17. ابن قمیئه می دانست كه پرچمدار اسلام را كشته است اما تصور می كرد این پرچمدار همان پیامبر است18 و بر اساس برخی روایات تصور می كرد زخمی كه بر پیامبر وارد ساخته او را از پا در می آورد.19 به این جهت وقتی شایعه شهادت پیامبر كلید خورد كفار بسیار خرسند شدند و مسلمانان، بسیار نگران و مضطرب
.
بسترساز مهم دیگری كه در این شایعه چهره می نماید، احساس خطر و نگرانی بسیار شدید سپاه اسلام است. این احساس، شماری از سپاهیان اسلام را ناگزیر از پخش شایعه و نقل آن برای دیگر مسلمانان می كرد. زمزمه پناهندگی به عبدالله بن ابی، تسلیم، بازگشت به دین گذشته20 و فرار از جنگ21 نشانگرهایی است كه از احساس خطر بسیار شدید مسلمانان حكایت دارد
.
بسترشناسی شایعه ساحر بودن پیامبر نیز نشان می دهد بستر این شایعه بسیار مناسب است. پیامبر تأثیر شگرفی بر كفار و مشركان دارد. وقتی آن حضرت آیات قرآن را می خواند عظمت آیات قرآن به گونه ای است كه بزرگان مكه نیز تسلیم حق می شوند. وقتی عده ای مانند ابوجهل این تأثیرگذاری را می بینند، شایعه ساحر بودن پیامبر را می سازند و مردمی كه تأثیر شگفت آور سخنان پیامبر را دیده و شنیده اند این شایعه را باور كرده به سرعت به دیگران منتقل می كنند، تا آنجا كه شماری از بزرگان كفر، از رو در رویی با پیامبر فرار می كنند و گروهی دیگر برای نشنیدن سخنان پیامبر در گوش های خود پنبه می كنند
.
در شایعه خیانت پیامبر نیز بستر شایعه بسیار در خور توجه است. غنایم جنگ در اختیار پیامبر است. مخمل سرخی كه در میان غنایم بوده مفقود شده، گم شدن مخمل در هاله ای از ابهام است، منافقان و شماری دیگر به همه بدبین هستند، كسی پاسخ گو نیست و اطلاع رسانی صورت نگرفته است. با این زمینه ها ناگهان منافقان شایعه خیانت پیامبر را می سازند و آن را به سرعت پخش می كنند
.
در شایعه سادگی پیامبر نیز تسامح و مدارای پیامبر برای منافقان در هاله ای از ابهام است، منافقان عینك بدبینی بر دیدگان خود زده اند. در نتیجه آنها شایعه سادگی پیامبر را می سازند و به دیگران این گونه القا می كنند كه هرچه به پیامبر بگویید او باور می كند.

زمینه های اصلی شایعه

مسائل جنسی، مالی، بیماری، مرگ، روابط پنهانی افراد و حكومت ها و… ازمهم ترین زمینه های شایعه به شمار می آید.
در قذف همسر پیامبر، زمینه اصلی شایعه ارتباط جنسی است؛ هر چند احتمال می رود شایعه عبدالله بن ابی در آغاز چندان تند و تیز و زننده نبوده است، به خصوص با نظر داشت این موضوع كه دربازگشت از همین غزوه، و پیش از قذف عایشه، عبدالله فتنه دیگری درست كرده بود و از سوی پسرش و عده ای تهدید شده بود. بنابراین او جرأت ساخت شایعه ای كه به روشنی دلالت بر روابط نامشروع عایشه با صفوان داشته باشد ندارد. بنابراین به نظر می رسد جمله عبدالله در مورد عایشه تند و صریح و ركیك نبوده است؛ اما دیگران با آب و تاب دادن به آن و كم رنگ كردن برخی قسمت ها و افزایش برخی كلمات و برجسته ساختن آنها، شایعه را بسیار تند و تیز كرده قالب شعاری به آن داده باشند. شاهد این مدعا آنكه عایشه به هنگام ورود به مدینه متوجه پچ پچ مردم و سخنان ایشان شد، اما از آن چیز زننده ای استفاده نكرد و پس از چند روز متوجه شایعه زشت و ناروا شد
.
در شایعه شهادت پیامبر، زمینه اصلی شایعه، زخمی شدن پیامبر یا شهادت پرچمدار اسلام است. در این شایعه نیز جمله ابن قمیئه كشته شدن پیامبر را نمی رساند؛ به خصوص آن شایعه كه با فعل مجهول «قتل محمّد» بیان شده است. اگر شایعه همان جمله ابن قمیئه بود مناسب بود به صورت معلوم به كار رود و ابن قمیئه فعل را به خود نسبت دهد. بنابراین، ابن قمیئه از زخمی شدن پیامبر و یا كشته شدن پرچمدار اسلام خبر داده است و دیگران این خبر را آب و تاب داده و در نهایت به شكل شعار «قتل محمّد» در آورده اند
.
در شایعه خیانت پیامبر، زمینه اصلی شایعه، مسائل مالی و ناسازگاری گفتار و رفتار پیامبر است، چنان كه در شایعه سادگی پیامبر و ساحر، مجنون و شاعر بودن آن حضرت، زمینه اصلی شایعات اثبات بیماری پیامبراست.

عوامل اصلی شایعه پراكنی

عوامل اصلی پخش شایعه كه بسیاری از شایعه پراكنان به آن جهت شایعه پراكنی می كنند عبارتند از:

1. گزارش بودن

شایعه از آن جهت كه خبر است و موضوعی غیرعادی و غیرمنتظره را منتقل می كند مخاطبان و شنوندگان را جذب می كند. تا خبر نباشد شایعه شكل نمی گیرد و تا شایعه شكل نگیرد خواننده یا شنونده آن را برای دیگران نقل نمی كنند. ارتباط عایشه با صفوان، شهادت پیامبر، ساحر بودن آن حضرت، خیانت و سادگی پیامبر از اخبار داغ و مهیج است. هر كس این شایعات را می شنود به سرعت به دیگران می رساند. گویا وظیفه ای اخلاقی و دینی در پخش چنین شایعاتی دارد. چنان كه اخبار جهان سیاست بویژه در زمان ما این گونه است. مثلاً شایعه ترور كندی رئیس جمهور امریكا خبری بسیار داغ بود به گونه ای كه در كمتر از نیم ساعت پس از ترور كندی 68٪ و تا یك ساعت و نیم بعد از آن 92٪مردم امریكا از حادثه با خبر شدند.22

2. رهایی از فشار

وقتی افراد، شایعات ناگوار را می شنوند فشار عصبی زیادی را تحمل می كنند، فشاری كه از عدم قطعیت و ناآگاهی به وجود می آید. دراین موارد شنونده با پخش شایعه در پی رهایی از این فشار عصبی و نگرانی پدید آمده از شایعه است. او به این وسیله می خواهد دیگران را در نگرانی خود سهیم كند. اگر شایعه نادرست است دیگران نادرستی شایعه را اثبات كنند و اگر درست است همگی چاره ای بیندیشند. بنابراین وقتی بسیاری از اهل مدینه از ارتباط عایشه و صفوان می گویند این شایعه پراكنی از بی ایمانی و دشمنی ایشان با پیامبر حكایت ندارد، بلكه شمار درخور توجهی ازمردم در پی كاهش نگرانی، اضطراب و رنج حاصل از بی خبری خویش هستند. برای نمونه وقتی همسر خالد بن زید انصاری قذف عایشه را با همسر خود در میان می گذارد، احتمال بی وفایی عایشه را نمی دهد. بنابراین تنها در پی خالی كردن خود و رهایی ا ز فشار عصبی است كه این شایعه بر او وارده كرده است.
وقتی سپاه اسلام در جنگ احد ازشهادت پیامبر سخن می گویند در صدد تضعیف خود و تقویت دشمن نیستند. آنها با پخش شایعه نگرانی خود را به دیگران منتقل می كنند و منتظر تكذیب یا تأیید و تكلیف خود هستند. بر این اساس وقتی برخی از سپاه اسلام برای عده ای دیگر شایعه شهادت پیامبر را نقل می كنند آن عده می گویند اگر راست است ما نیز باید مانند او با دشمن جهاد كنیم تا شهادت را در آغوش گیریم و برخی دیگر از تسلیم به دشمن و پناه بردن به عبدالله بن ابی سخن می گویند.

3. خشنود ساختن دیگران

بسیاری شایعات را برای خوشایند دیگران نقل می كنند. «بسیاری از شایعات تنها بدین دلیل كه سرگرم كننده و جالب هستند پخش می شوند و كسانی كه آنها را پراكنده می كنند اعتقادی به محتویات آنها ندارند، اما مطمئن هستند بر روی كسانی كه دورشان جمع می شوند تا خبرها را بشنوند اثر می گذارد.»23 در نگاه این گروه، شایعه در مقایسه با جوك و لطیفه از كارآیی بهتری برخوردار است؛ در شایعات انبوهی از اطلاعات درست و نادرست وجود دارد كه همه افراد خواهان شنیدن آنها هستند. عده ای ازاهل مدینه برای سرگرمی به پخش شایعه اقدام می كنند و برخی از كفار مكه سخن گفتن درباره ساحر بودن پیامبر و سحر بودن قرآن را نقل مجالس خویش ساخته اند.

4. برون رفت از سكوت

یكی از عوامل دیگر پخش شایعه شكستن سكوت حاكم بر مجالس است؛ وقتی خویشاوندان یا دوستان دركنار یكدیگر قرار می گیرند و چیزی برای گفتن ندارند با پخش شایعات خود را سرگرم می كنند. بنابراین می توان پخش شایعاتی همانند ساحر بودن پیامبر، خیانت آن حضرت، بی وفایی عایشه و… را به عامل برون رفت از سكوت نسبت داد.
دشمنی، مخالفت، نفاق، حسد و… شمار دیگری از عوامل پخش شایعه است.

اهداف شایعه

بسیاری از شایعات بی هدف ساخته و پخش می گردد. اما شماری از شایعات هدفدار است. تضعیف روحیه دشمن، بالا بردن روحیه نیروهای خودی، سنجش واكنش دشمن، برآورد واكنش نیروهای خودی، حذف رقیب اقتصادی، سیاسی و انتخاباتی، بیان واقعیات، ایجاد تفرقه و دوگانگی در صف دشمن، ترور شخصیت افراد، كسب اطلاعات درست، وادار كردن مردم به شورش و قیام، اعلام فساد مسئولین و مدیران… در شمار اهداف شایعات قرار دارد.
در شایعه های قذف، شهادت پیامبر، ساحر خواندن آن حضرت، خیانت، بی عدالتی و سادگی پیامبر، شایعه سازان و برخی از شایعه پراكنان اهداف خاصی را دنبال می كنند.

اهداف شایعه قذف

برخی از اهداف عبدالله بن ابی، حمه ومنافقان از شایعه قذف عبارت است از:

1. ترور شخصیت عایشه

عایشه در میان همسران پیامبر، پس ازحضرت خدیجه جایگاه ویژه ای دارد. پیامبر نیز بر اساس برخی روایات، محبت و توجه بیشتری نسبت به او دارد. بنابراین منافقان با شایعه قذف، قصد تخریب شخصیت عایشه را دارند.

2. اذیت و آزار پیامبر و ابوبكر

هدف دیگر منافقان از این شایعه، آزار پیامبر و ابوبكر و طعن بر ایشان است. جصّاص درباره هدف عبدالله بن ابی از این شایعه می نویسد:
«
و كان هو یقصد بذلك أذی رسول الله(ص) و أذی أبی بكر.»24

چگونه پیامبر اسلام چنین همسری برای خود اختیار كرده است و چگونه ابوبكر دختری تربیت كرده كه به همسرش بی وفایی می كند.

3. برآورد میزان حساسیت مسلمانان و واكنش ایشان

منافقان پیش از این شایعه مسلمانان را در جنگ احد آزموده بودند و بی تعهدی و ناپایداری برخی از مسلمانان را دیده بودند و اكنون پس از چندین ماه در پی آزمونی دوباره هستند.

4. ایجاد اختلاف و دوگانگی میان مسلمانان

عبدالله بن ابی از قبیله خزرج است و هرگونه برخورد تند با او از سوی قبیله اوس یا هر قبیله دیگری به اختلاف و تنش می انجامد. او با اطلاع از این موضوع شایعه قذف را ساخت و وقتی برخی از سران قبیله اوس ازمجازات او سخن گفتند گروهی از خزرجیان برآشفتند و در برابر قبیله اوس به رجزخوانی و تحقیر آنها پرداختند، به گونه ای كه در اندك زمانی دو قبیله رودر روی یكدیگر قرار گرفتند، اما تدبیر پیامبر و هوشیاری ایشان عرصه را بر جنگ افروزان تنگ كرد و آرامش به اردوگاه مسلمانان بازگشت.25

5. ایجاد بدبینی

در روایت عایشه كه شكل سبب نزول دارد، پیامبر و برخی دیگر از صحابه تحت تأثیر شایعه قذف قرار گرفتند؛ به گونه ای كه آن حضرت مانند گذشته به عایشه محبت و توجه نداشت و از توبه او سخن می گفت و شماری از صحابه سخنانی داشتند كه عایشه را آزار می داد.
اهداف شایعه شهادت پیامبر

در این شایعه نیز شایعه سازان و شایعه پراكنان اهدافی را دنبال می كردند برخی از مهم ترین این اهداف عبارتند از:

1. تضعیف روحیه سپاه اسلام

مهم ترین هدف شایعه پراكنان از شایعه «كشته شدن پیامبر» فرار سپاهیان اسلام و تسریع در شكست سپاه از هم گسیخته اسلام بود. شماری از كافران پس از ترك خدمت نگهبانان تنگه، مسلمانان را دور زدند و به محاصره درآوردند، عده ای در این محاصره شهید و گروهی در برابر دشمن ایستادگی كرده و درگیر جنگی سخت شدند. دشمن برای درهم شكستن مقاومت این گروه به جنگ روانی پرداخت و با پخش شایعه شهادت پیامبر، سپاه اسلام را ناگزیر از هزیمت ساخت.

2. زمینه سازی برای تفرقه افكنی

وقتی شایعه شهادت پیامبر در تمام صحنه جنگ طنین افكن شد منافقان كه نقش ستون پنجم دشمن را بر عهده داشتند عملیات روانی خود را آغاز كرده مسلمانان را از برخورد خشن كافران می ترساندند، عبدالله بن ابی را پناهگاهی مطمئن برای فراریان معرفی می كردند و مسلمانان را تشویق به خروج از دین اسلام و بازگشت به گذشته می كردند: «أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابكم»

3. القای باور ناتوانی پیامبر در برابر یكی از جنگجویان قریش

در دیگر شایعات نیز هدف اصلی دشمن جلوگیری ازگرایش مردم به پیامبر و بی توجهی و فرار ایشان از پیامبر بود. برای نمونه وقتی طفیل وارد مكه می شود برای اینكه تحت تأثیر سحر پیامبر قرار نگیرد گوش های خود را پر از پنبه می كند تا صدای پیامبر را نشنود.

باورپذیری شایعات

باورپذیری شایعات چگونه است؟ چرا مردم شایعات را باور می كنند؟ چرا در بعضی از جوامع، روشنفكران به شایعات بیش از اخبار رسمی اعتماد دارند؟
پاسخ های گوناگونی می توان برای این پرسش ها یافت كه تعدادی عبارتند از:

1. مستند بودن شایعات

یكی ازعوامل اصلی پذیرش شایعات، مستندسازی این شایعات است، شایعه سازان و شایعه پراكنان همیشه شایعات را به افراد مطلع و آگاه و منابع موثّق نسبت می دهند. این مستندسازی ها مخاطبان را تا حدودی نسبت به درستی شایعات مطمئن می سازد؛ به ویژه وقتی شایعه ساز و شایعه پراكن فرد قابل اعتمادی باشد.

2. درستی برخی از شایعات

عامل دیگر پذیرش شایعات، درست از كار درآمدن تعدادی از شایعات است. وقتی این رخداد چند بار اتفاق افتد و تجربه شود اطمینان و اعتماد مردم به شایعات بسیار می شود تا آنجا كه مثلاً بنابر آمارهای اعلام شده 95 درصد روشنفكران روسیه اعتماد بیشتری به شایعات به عنوان اخبار تأیید نشده دارند؛ تا اخبار رسمی.

3. سادگی برخی از مردم

بسیاری از مردم از اهداف شایعه سازان و شایعه پراكنان بی خبرند. آنها نمی توانند یا وقت ندارند درباره كسانی كه از شایعات بهره می برند بیندیشند. همین عامل باعث می شود شایعات را باور كنند. وقتی عده ای از قبیله خزرج، تعصب و غیرت عبدالله بن ابی را عامل قذف عایشه می دانند و احتمال دیگری نمی دهند شایعه قذف از نظر ایشان پذیرفتنی می نماید.

4. احتمال درستی شایعات

عامل دیگر باورپذیری شایعات، احتمال درستی یك شایعه است. هر مقدار احتمال درستی یك شایعه بیشتر باشد باور مردم بیشتر می شود.
وقتی عایشه همراه صفوان به دروازه مدینه می رسد عده ای بی وفایی عایشه را محتمل می دانند و در نتیجه شایعه قذف را باور می كنند
.
وقتی غنائم جنگ بدر جمع آوری می شود و در اختیار پیامبر قرار می گیرد شماری دستبرد پیامبر را محتمل می دانند و شایعه خیانت را باور می كنند
.
وقتی زید بن حارثه با شتر پیامبر خبر پیروزی سپاه اسلام را می آورد گروهی شایعه شكست سپاه اسلام را قابل قبول می دانند.

5. بدبینی

یكی دیگر از عوامل مهم پذیرش شایعات، بدبینی شنوندگان شایعه نسبت به برخی افراد، مسئولان و شركت ها و… است. برای نمونه بدبینی عده ای به عایشه و صفوان، عامل پذیرش شایعه قذف گردید.

راهكار مبارزه با شایعات

دو راهكار مهم برای مبارزه با شایعات وجود دارد:

٭ مرحله اول: پیش گیری

موفقیت این مرحله بسته به همكاری همه جانبه دو گروه است:
الف. گروهی كه شایعات درباره آنها ساخته و پخش می شود
.
ب. گروهی كه شایعه سازی و شایعه پراكنی می كنند
.
گروه نخست با دو راهكار می توانند از بروز شایعات و پخش آن جلوگیری كنند و شمار دیگری از شایعات را ریشه كن سازند.

یك. اطلاع رسانی سریع و دقیق؛

بخش عمده ای از شایعات بر بستر ابهامات می نشیند. اگر نهادها و گروه های اجتماعی همچون مؤسسات، شركت ها، و نیز افراد و كلیه كسانی كه شایعات درباره آنها رواج می یابد، ابهام زدایی پیشه كنند، به موقع و سریع اطلاع رسانی داشته باشند، مردم را با فقر اطلاعات درباره نوع فعالیت، ابزار و سازوكارو… روبرو نسازند و فعالیت های خود را در هاله ای از ابهام قرار ندهند، بخش عمده ای از شایعات شكل نمی گیرد و یا به سرعت در میان مردم پخش نمی شود.
از باب نمونه امروزه و در عرصه فعالیت های دولتی و غیردولتی، روابط عمومی شركت ها، وزارتخانه ها، ادارات، كارخانجات و… مهم ترین وظیفه را بر عهده دارند. آنها با اطلاع رسانی دقیق می توانند از بروز شایعه درباره محصولات، تولیدات، خدمات، روابط، سرمایه، عملكرد و… خود پیش گیری كنند
.
تأسیس مراكز اطلاع رسانی مستقل نیز تا حد زیادی از ساخت شایعات جلوگیری می كند. این مؤسسات می توانند اطلاعات مورد نیاز مردم را به آنها منتقل كنند و ساخت و پخش شایعه را ناممكن یا بی ثمر نمایند
.
افزون بر این، سرعت اطلاع رسانی نیز در كاهش شایعات و از میان رفتن آنها بسیار نقش آفرین است. بخش عمده ای از شایعات از اطلاع رسانی دیرهنگام پدید می آید. برای نمونه اگر عایشه در بدو ورود به مدینه اطلاع رسانی می كرد و قصه همراهی خود با صفوان را برای مردم می گفت، بسیاری از زمینه های شكل گیری شایعه قذف از میان می رفت و افرادی چون عبدالله بن ابی و دیگر منافقان شایعه سازی نمی كردند و شماری دیگر شایعات را باور و پخش نمی كردند. اما اطلاع رسانی بسیار دیرهنگام بود، او پس از تقریباً بیست روز از اصل شایعه با خبر شد و به اطلاع رسانی پرداخت. اما این اطلاع رسانی نه از بروز شایعه پیش گیری كرد و نه جلو گسترش بیشتر آن را گرفت، هر چند این اطلاع رسانی تا اندازه ای حیثیت برباد رفته او را به وی بازگرداند
.
اطلاع رسانی هرچند بسیار مطلوب است، اما ابهام در اطلاع رسانی صدمات جبران ناپذیری برجای می نهد كه این صدمات اگر بیشتر از سایر گزینه ها نباشد از آن كمتر نخواهد بود. برای نمونه اطلاع رسانی پیامبر از جنگ بدر بسیار پسندیده و به هنگام بود؛ اما استفاده یكی از دو فرستاده از شتر مخصوص پیامبر برای آنان كه به دنبال نقاط ابهام بودند یك ابهام بزرگ بود، اگر مسلمانان آن گونه كه فرستادگان می گویند پیروز جنگ هستند، چرا شتر پیامبر در اختیار زید بن حارثه است؟ همین ابهام در سبب پیدایش شایعه شكست مسلمانان در جنگ بدر شد به گونه ای كه برخی از مردم مدینه نیز این شایعه را باور كرده و آمدن شتر پیامبر را نشان از شكست سپاه اسلام و فرار آن دو نفر خواندند.

دو. اعتماد سازی؛

اطلاع رسانی سریع و به هنگام، آن گاه نتیجه بخش است كه مراكز اطلاع رسانی یا افراد و شخصیت هایی كه شایعات در مورد آنها ساخته می شود اعتماد مردم را با خود داشته باشند. وگر نه هرگونه اطلاع رسانی به شایعات بیشتری می انجامد. رسانه ها، رادیو و تلویزیون، مطبوعات، مؤسسات خبر رسانی، روابط عمومی ها و… اگر نتوانند اعتماد مخاطبان خویش را جذب كنند آنها را به سمت دریافت اطلاعات از بنگاه های خبرپراكنی و سایت های خبررسانی و… سوق می دهند و چون این مؤسسات تا اندازه ای اعتماد مخاطبان را با خود دارند هر شایعه نادرستی را نیز می توانند به عنوان یك خبر درست منتقل سازند. برای نمونه اعتماد مردم كوبا به چه گوارا و انگلیسی ها به چرچیل در اعلام آمار و تلفات بمباران ها و اخبار جنگ، از نمونه های تاریخ سیاسی دهه های اخیر است.26
گروه دوم كه شایعه به دست ایشان پراكنده می شود نیز در راستای پیش گیری و مبارزه با شایعات وظایفی دارند كه برخی از مهم ترین وظایف ایشان عبارتند از:

1. خوش بینی و حسن نیت؛

بسیاری از شایعات، نتیجه بدبینی و بی اعتمادی است. وقتی شایعه سازی مانند عبدالله بن ابی به عایشه و صفوان بدبین است شایعه می سازد و عده ای با پذیرش شایعه در ترویج آن می كوشند. بر این اساس سوء ظن به دیگران، تهمت، غیبت و بهتان، گناه كبیره خوانده می شود:
«
یا أیها الذین آمنوا اجتنبوا كثیراً من الظنّ إنّ بعض الظنّ إثم و لاتجسّسوا و لایغتب بعضكم بعضاً» حجرات/12

«
لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً و قالوا هذا إفك مبین» نور/12

2. هوشیاری؛

گسترش و رواج بسیاری از شایعات، نتیجه سادگی شنوندگان و خوانندگان است. وقتی افراد اغراض شایعه سازان را به مطالعه نمی گیرند و چشم بسته هر آنچه را می شنوند درست دانسته و پخش می كنند صدمات جبران ناپذیری خواهد داشت، در صورتی كه در نگاه قرآن هر خبری نیاز به تحقیق و تفحّص دارد:
«
یا أیها الذین آمنوا إن جاءكم فاسق بنبأ فتبینوا أن تصیبواً قوماً بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین» حجرات/6

اگر فاسقی برای شما خبری آورد تحقیق و تفحص كنید، مبادا كه قومی را نادانسته در رنج و مصیبت افكنید و سپس خود بر كردهٌ خویش پشیمان گردید.

3. اطمینان از درستی شایعه؛

شایعات به دو گروه درست و نادرست تقسیم می شوند. بنابراین هر شایعه ای را نمی توان به دیگران رساند. احراز درستی شایعه شرط اساسی جواز انتقال آن به دیگران است. در آیات افك، كسانی كه شایعه قذف را باور نداشته ولی درباره آن سخن می گفتند نكوهش شده و مورد بازخواست قرار گرفته اند كه چرا وقتی شایعه قذف را شنیدند به خود حق دادند درباره آن سخن بگویند:
«
و لولا فضل الله علیكم و رحمته فی الدّنیا و الآخرة لمسّكم فی ما أفضتم فیه عذاب عظیم. إذ تلقّونه بألسنتكم و تقولون بأفواهكم ما لیس لكم به علم و تحسبونه هینا و هو عندالله عظیم. و لولا إذ سمعتموه قلتم ما یكون لنا أن نتكلّم بهذا سبحانك هذا بهتان عظیم» نور/14ـ15

افزون بر این، علم به درستی یك شایعه نیز جواز انتقال را نتیجه نمی دهد، چه اینكه شایعه خبر است و پخش برخی اخبار، مصداق اشاعه فحشاء است:
«
إنّ الذین یحبّون أن تشیع الفاحشة فی الذین آمنوا لهم عذاب ألیم فی الدّنیا و الآخرة» نور/19

آنان كه دوست دارند كار زشت در میان مؤمنان شایع گردد، عذابی دردناك در دنیا و آخرت برای ایشان است.
پخش شماری از شایعات، صدمات جبران ناپذیری به همراه دارد، بنابراین از پخش این گونه شایعات باید اجتناب كرد. برای نمونه وقتی منافقان شایعه ای درباره شكست یا پیروزی می شنوند به سرعت آن را پخش می كنند؛ در صورتی كه بهترین گزینه در این موارد انتقال آن به پیامبر و ولی امر و دیگر صاحب نظرانی است كه می توانند این شایعات را تجزیه و تحلیل كنند و حقایق را به گوش همگان برسانند. چه اینكه انسان درنقل هر شنیده و دیده ای آزاد نیست و گوش و چشم و دل در آخرت مورد بازخواست قرار می گیرند
:
«
و إذا جاءهم أمر من الأمن أو الخوف أذاعوا به و لو ردّوه إلی الرسول و إلی أولی الأمر منهم لعلمه الذین یستنبطونه منهم» نساء/83

«
ولاتقف مالیس لك به علم إنّ السمع و البصر و الفؤاد كلّ أولئك كان عنه مسؤولاً» اسراء/36

٭ مرحله دوم: درمان

مرحله پیش گیری همیشه به نتیجه مطلوب و مورد انتظار نمی انجامد. بنابراین، مرحله درمان ضروری به نظر می رسد. در این مرحله با درپیش گرفتن راهكارهایی می توان شكل شایعات را از میان برد یا دست كم از گسترش و پیامدهای ناگوار شماری از شایعات كاست.

1. تكذیب

این راه حل، تأثیرگذارترین راه برای مبارزه با شایعات است. تكذیب شایعه هر چند به نوعی رواج شایعه است و افراد بیشتری را با اصل شایعه آشنا می سازد؛ اما در مجموع گزینه ای است كه ناگزیر از انجام آن هستیم و در میان سایر گزینه ها بهترین است.
بسیاری از گروه ها و احزاب،شركت ها، مؤسسات و تمامی كسای كه شایعات درباره آنها ساخته می شود با روش ها و وسایل گوناگونی به تكذیب شایعات می پردازند و در این میان آنان كه تكذیب را در زمان مناسب، با بهترین وسایل و روش ها و بدون هیچ گونه ابهامی انجام می دهند از دیگران موفق تر هستند
.
تكذیب شایعه در آیات قرآن نیز راه حلی پسندیده و مناسب معرفی شده است، به گونه ای كه تمام شایعاتی كه درباره پیامبران الهی، پیامبر اسلام و قرآن صورت گرفته است تكذیب قرآن را به همراه دارد. برای نمونه بی وفایی همسر پیامبر تكذیب می شود، قرآن وحی الهی و معجزه معرفی می شود و جنون، سحر، خیانت و… پیامبر به شدت تكذیب می گردد
:
«
و ما كان لنبی أن یغلّ» آل عمران/161

«
قل أنزله الذی یعلم السرّ فی السموات و الأرض» فرقان/6
«
و إن كنتم فی ریب ممّا نزّلنا علی عبدنا فأتوا بسورة من مثله و ادعوا شهداءكم من دون الله إن كنتم صادقین» بقره/23
«
قال یا قوم لیس بی ضلالة» اعراف/61
«
إن الذین جاءوا بالإفك عصبة منكم» نور/11
«
إنّ الذین یرمون المحصنات الغافلات المؤمنات لعنوا فی الدّنیا و الآخرة» نور/23
سیره پیامبر نیز در برابر شایعات، تكذیب است. وقتی شایعه قذف، در سراسر مدینه پخش می شود، و شماری از صحابه در پاكدامنی عایشه سخن می گویند و عده ای سخنان دو پهلو می گویند، بسیاری از مردم در انتظار واكنش پیامبر هستند، در این هنگام پیامبر بر منبر می رود و در نكوهش قذف كننده و عقوبت او سخن می گوید. این سخنان هرچند تكذیب صریح و روشن شایعه نیست، اما از لحن پیامبر و سخنان ایشان مردم تكذیب شایعه را می فهمند.
مردم نیز با الگوگیری از قرآن و سنت پیامبر باید در برابر شایعات بایستند و با تكذیب شایعه و دروغگو خواندن شایعه سازان با آنها به مبارزه برخیزند
:
«
لولا إذ سمعتموه ظنّ المؤمنون و المؤمنات بأنفسهم خیراً و قالوا هذا إفك مبین» نور/12

تكذیب شایعه یك اصل مهم در رودررویی با شایعات است؛ اما انتخاب زمان مناسب برای تكذیب، در خور اهمیت بسیار است. وقتی در نبرد احد، شایعه شهادت پیامبر در میدان جنگ پخش می شود، پیامبر تا ساعت ها هیچ گونه علامت و نشانه ای كه حكایت از تكذیب شایعه باشد از خود بروز نمی دهد، و وقتی برای اولین بار «كعب مالك» پیامبر را زنده می یابد و در صدد تكذیب شایعه بر می آید پیامبر او را از این كار باز می دارد؛27 چه اینكه تكذیب شایعه در زمانی كه سپاه اسلام به هزیمت رفته اند و تعداد كمی محافظت پیامبر را بر عهده گرفته اند، دشمن را به حمله گسترده و تمام كردن كار تشویق می كند. در این موقعیت، نگه داشتن سپاه كفر، در موقعیتی كه نه درستی شایعه را بدانند و نه نادرستی آن را، بسیار بهتر از تكذیب شایعه است و قدرت تصمیم گیری را از ایشان می گیرد. تا آنجا كه ابوسفیان برای آنكه بتواند تصمیم بگیرد در میان شهدا به دنبال پیكر پیامبر می گردد و از عمر درباره درستی این شایعه پرسش می كند.28 در این جنگ وقتی پیامبر از تیررس دشمن دور شد و در نزدیكی فراریان از جنگ قرار گرفت با نشان دادن خود عملاً شایعه را تكذیب می كند.
تكذیب شایعات، همیشه تكذیب اصل شایعه نیست، بلكه در مواردی تكذیب آثار و فرایندهای شایعه است. برای نمونه وقتی شایعه شهادت پیامبر پخش می شود و عده ای تحت تأثیر این شایعه در برابر دشمن سست و ناتوان می نمایند و از تسلیم خود و بازگشت به دین گذشته خود و پناه بردن به عبدالله بن ابی سخن می گویند، قرآن می گوید
:
«
و ما محمّد إلاّ رسول قد خلت من قبله الرّسل أفإن مات أو قتل انقلبتم علی أعقابكم و من ینقلب علی عقبیه فلن یضرّ الله شیئاً و سیجزی الله الشاكرین. و ماكان لنفس أن تموت إلاّ بإذن الله كتاباً مؤجّلاً و من یرد ثواب الدنیا نؤته منها و من یرد ثواب الآخرة نؤته منها و سنجزی الشاكرین. و كأین من نبی قاتل معه ربّیون كثیر فما وهنوا لما أصابهم فی سبیل الله و ما ضعفوا و ما استكانوا و الله یحبّ الصابرین» آل عمران/144ـ146

2. تقویت و بازسازی

در مبارزه با شایعات، تقویت فرد، مؤسسه و كارخانه ای كه هدف شایعه قرار گرفته است یك راه حل اصولی و منطقی است. برای نمونه در راستای مبارزه با شایعه خیانت پیامبر، قرآن، ساحت پیامبر را از هرگونه خیانت پاك و منزّه می خواند، خیانت را با نبوّت و رسالت حضرت محمد(ص) ناسازگار می نامد و پیامبر اسلام را امانت دار و درست كردار معرفی كرده می گوید: «وماكان لنبی أن یغل»(آل عمران/161)

3. خنثی سازی

شماری از شایعات آثار و عواقب بسیار ناگواری به همراه دارد. بنابراین در مبارزه با شایعات، خنثی سازی شایعات، یكی از راهكارهای مهم شناخته می شود. برای نمونه شایعه شهادت پیامبر، بسیاری از مسلمانان را از جبهه فراری داد و آیات قرآن با هدف ازمیان بردن اثرات این شایعه، قضا و قدر الهی را مطرح می كند و مرگ و زندگی را تابع قضا و قدر الهی می خواند: ای مسلمانان هیچ كس زودتر از اجلش نمی نمیرد. از مگر نهراسید و از جنگ فرار نكنید اگر اجل شما فرا نرسیده باشد در جنگ كشته نمی شوید و اگر رسیده باشد هر چند از جنگ فرار كنید باز هم مرگ شما را در آغوش می كشد:
«
وماكان لنفس أن تموت إلاّ بإذن الله كتاباً مؤجّلاً» آل عمران/145

4. كیفر شایعه سازان و شایعه پراكنان

شایعه سازی بسته به نوع شایعه، صدمات جبران ناپذیری دارد. برخی شایعات یك حكومت را از اریكه قدرت به زیر می كشد، تعدادی زمینه سازی برای دخالت بیگانگان و اعمال برخی تحریم ها می كند و شماری اوضاع اقتصادی، سیاسی و امنیتی را نگران كننده نشان می دهد و عواقب ناگواری با خود می آورد. بنابراین در رودررویی با شایعه سازان نمی توان از یك نسخه استفاده كرد و همگی شایعه سازان را به یك گونه مجازات و كیفر داد. برخی شایعه سازان باید به سختی مجازات شوند، برخی تعزیر شوند، شماری تبعید گردند و عده ای مورد عفو و بخشش قرار گیرند. برای نمونه آیات افك از مجازات سخت عبدالله بن ابی و طرفداران او و محرومیت ایشان از برخی حقوق حكایت دارد: «فاجلدوهم ثمانین جلدة و لاتقبلوا لهم شهادة أبداً»(نور/4) و آیه شریفه «لئن لم ینته المنافقون و الذین فی قلوبهم مرض و المرجفون فی المدینة لنغرینّك بهم ثمّ لایجاورونك فیها إلاّ قلیلاً»(احزاب/60) خواهان تبعید و كیفر شدید منافقان مدینه است.29
پیامبر اسلام نیز با پیروی از آیات قرآن برخورد تندی با شایعه سازان داشت؛ برای نمونه، عبدالله بن ابی، مسطح ابن اثاثه، حسان بن ثابت و حمة بنت جحش را حدّ قذف زد.30 شماری ازصحابه نیز شایعه سازان را كیفر می دادند؛ برای نمونه «صفوان بن معطل» در پی كشتن «حسان» یكی از قذف كنندگان بود به گونه ای كه برخی اسناد و روایت تاریخی از شلاق زدن صفوان بر جنازه حسان حكایت دارد.31 تعدادی از مجروح شدن حسان به شمشیر صفوان32 و برخی از مدارك تاریخی نیز كه شكل سبب نزول به خود گرفته است، نشانه هایی از برخورد تند عمر با شایعه سازان و شایعه پراكنان دارد.33

پی نوشت ها


1. كاپفرر، ژان نوئل، شایعه، ترجمه خداداد موقر،15.
2. همان.
3. همان، 25.
4. برای نمونه به نظر می رسد ابوجهل برای نخستین بار پیامبر را ساحر می خواند او به قریش می گوید محمّد نه شاعر است نه كاهن و نه دروغگو، بلكه او ساحر است كه این گونه میان ما اختلاف انداخته است.
5. طبری، ابن جریر، جامع البیان، 4/206؛ شیخ طوسی، التبیان، 3/34؛ طبرسی، مجمع البیان، 2/432؛ حویزی، نورالثقلین، 1/406؛ قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، 1/126؛ سیوطی،لباب النقول فی أسباب النزول، 60؛ واحدی، اسباب النزول، 73؛ عاملی، جعفر مرتضی، الصحیح من سیرة النبی الأعظم (ص)، 6/198؛ فخررازی، التفسیر الكبیر، 9/70.
6. طوسی، التبیان، 5/241؛ ابن الجوزی، زاد المسیر، 3/308.
7. طبری، جامع البیان، 10/215؛ ابن الجوزی، زاد المسیر، 3/312.
8. طبری، جامع البیان، 18/116؛ طبرسی، مجمع البیان، 7/228ـ230.
9. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، 2/99 و 2/319؛ طبرسی، مجمع البیان، 9/220.
10. طبرسی، مجمع البیان، 2/403؛ طبرسی، جوامع الجامع، 1/333.
11. اسباب النزول عن الصحابة و المفسرین، 119.
12. از جمله درشایعه ارتباط شركت پراكتراند گمبل با شیطان و شریك بودن شیطان در منافع این شركت و در نهایت وابستگی این شركت به فرقه مون، شایعه سازان اصلی رقبای این شركت و برخی از كشیشان بودند. شایعه آمیخته بودن همبرگر مك دونالد به گوشت كرم خاكی نیز توسط رقبای این شركت بزرگ ساخته شد.
13. راغب اصفهانی، مفردات غریب القرآن، 189؛ طوسی، التبیان، 8/361 ؛ طبرسی، مجمع البیان، 8/181.
14. طبری، جامع البیان، 18/119؛ النمیری، ابن شبه، تاریخ المدینة، 1/312.
15. احمد بن حنبل، مسند احمد، 3/85.
16. طبرسی، مجمع البیان، 2/405.
17. قاضی نعمان، شرح الأخبار، 1/279.
18. قمی، علی بن ابراهیم، تفسیر القمی، 1/117.
19. همان.
20. ابن الجوزی، زاد المسیر، 2/35.
21. انصاری، ابن هشام، سیرة النبی، 3/624.
22. كاپفرر، ژان نوئل، شایعه، ترجمه خداد موقر، 93.
23. همان، 87.
24. جصاص، احكام القرآن، 3/397.
25. عسكری، سید مرتضی، احادیث أمّ المومنین عایشه، 2/120.
26. كاپفرر، ژان نوئل، شایعه، ترجمه خداداد موقر، 434ـ435.
27. صنعانی، عبدالرزاق، تفسیر القرآن، 1/136.
28. قاضی نعمان ، شرح الأخبار، 1/278.
29. طبرسی، مجمع البیان، 8/181؛ طباطبایی، محمدحسین، المیزان، 16/340.
30. شیخ مفید، الجمل، 116.
31. احمد بن حنبل، العلل، 2/397.
32. بیهقی، السنن الكبری، 8/56.
33. سیوطی، الدرّ المنثور، 2/80؛ لباب النقول، 48؛ شوكانی، فتح القدیر، 1/388؛ واحدی، اسباب النزول، 73.

yxx25pkzm4e1jg5czfpm.gif

http://www.maarefquran.com/Files/pajohesh.php?id=13&pageId=4

انقلابي و غيرانقلابي از منظر قرآن

zr10jug78t4swyle0vv.gif

ouxo3467nz3fr9atme2.gif

انقلابي و غيرانقلابي از منظر قرآن

انقلاب به معناي درآمدن از صورتي به صورتي ديگر و دگرگون شدن است. اين معنا دراخترشناسي براي جابه جايي فصلي و انقلاب بهاري و پاييزي به كار رفته است تا آن كه براي خيزها و خيزش هاي سياسي و اجتماعي و دگرگوني بنيادين در نظام اجتماعي و سياسي يا در جنبه هاي ديگر از زندگي فرهنگي و اجتماعي و فكري به كار رفت. (دانش نامه سياسي، آشوري ص47) بنابراين مفهوم و معنايي جديدي يافت كه در دوره معاصر بيش ترين كاربرد معنايي را در ميان مردم يافت. انقلاب به معناي خيزش هايي با دگرگوني بنيادين اصطلاحي نو و جديدي است كه به نظر مي رسد كه جست و جوي اين اصطلاح در آيات قرآن و آموزه هاي آن و به دست دادن تحليل قرآن از انقلاب امري بيهوده و لغو باشد. اين واژه و اصطلاح حتي در شكل عربي آن كه ثوره ناميده مي شود در قرآن به كار نرفته است.
اما مسئله اي كه اين امكان را به ما مي دهد تا به تحليل قرآن از انقلاب و ضدانقلاب بپردازيم اصل اساسي پذيرفته شده از سوي همه دانشمندان اسلامي از حقوقدانان و فقيهان تامفسران است كه قرآن كتاب زندگي و هدايت به سوي بهترين حالت شخصي و اجتماعي و دست يابي به خوشبختي دوجهاني است. بي گمان قرآن از اين جهت از جامعيت و كمال برخوردار بوده وچيزي را فروگذار نكرده است. اگر قرآن كتاب زندگي و هدايت است آموزه ها و گزاره هاي بسياري را مي بايست در مسايل اجتماعي و سياسي داشته باشد؛ زيرا بخش مهمي از زندگي آدمي در جامعه شكل مي گيرد. شخص در جامعه كوچك خانواده به دنيا مي آيد و رشد مي كند و به بالندگي مي رسد. شخصيت وي در خانه و جامعه شكل مي گيرد و به كمال مي رسد. بخشي از مسايل زندگي ارتباط تنگاتنگي به تحولات اجتماعي و رخدادهاي گوناگون و متعدد آن دارد. از اين روست كه مي توان به يقين و بي هيچ شك و ترديد اين سخن را گفت كه قرآن نه تنها به مسئله و موضوع انقلاب پرداخته بلكه به تحليل علل و عوامل و موانع آن نيز توجه داشته است. براساس اين پيش فرض پذيرفته شده و مباني و اصول مرتبط به آن در اين جا تلاش مي شود تا تحليل قرآن از انقلاب وضدانقلاب به دست داده شود. اينك مطلب را ازنظر مي گذرانيد.
معاني انقلاب
انقلاب واژه اي است كه اززبان عربي به زبان فارسي راه يافته است. اين واژه از ريشه قلب گرفته و در باب انفعال وارد شده است تا معناي جديدي را القا كند. قلب به معناي دگرگوني است و واژه انقلاب به معناي بازگشت و دگرگوني اي به كار مي رود كه تأثيرات بنيادين به جا بگذارد. اين واژه در كاردهاي شمالي هاي ايران به معناي استفراغ به كار رفته است كه نوعي دگرگوني بنيادين را مي رساند؛ زيرا چيزهايي كه بلعيده و فروداده را باز مي گرداند. در كاربردهاي جديد اين واژه در زبان عربي مي توان به كودتا اشاره كرد. در اصطلاحات نوين عربي انقلاب به معنا و مفهوم كودتا و ساقط كردن دولت ورژيمي با قوه قهريه و قدرت ارتش است. درحقيقت اعمال زور و قدرت از بخشي از حاكميت نسبت به بخش ديگر كه منجر به جابه جايي قدرت مي شود. كودتا كه كلمه فرانسوي است به معناي برافكندن دولت مي باشد. كودتاگران با انتقال ناگهاني و قهرآميز قدرت مي كوشند تا قدرت را ازدست گروه حاكم به دست گروه ديگري كه درون نظام هستند جابه جايي قدرت را انجام دهند.
تفاوت كودتا با انقلاب به مفهوم فارسي آن در اين است كه كودتا ناگهاني است و با توطئه و از درون ساخت قدرت موجود انجام مي شود اما انقلاب انباشت نارضايي مردم از قدرت حاكم است كه به صورت انفجاري قهرآميز عليه قدرت روي مي دهد.
واژه ثوره كه در ادبيات سياسي نوين عربي به جاي واژه انقلاب به كار مي رود به معناي قيام و نهضت و جنبش است. از اين روست كه كساني كه به قصد انتقام خون امام حسين(ع) قيام و نهضتي را شروع كردند به انقلابيون معروف شده اند و اصطلاح ثوره در باره آنان به كار رفته است.
در قرآن هرچند كه اين واژگان به اين معنا و اصطلاح به كار نرفته اند ولي واژگان و عبارت هايي را مي توان يافت كه در اين اصطلاح به كار رفته و يا مفاهيم آن را بازتاب داده است؛ زيرا درگذشته نيز حركت هاي مردمي در برابر قدرت سياسي و اعمال زور انجام شده و دگرگوني هاي بنيادين از سوي مردم در حوزه هاي مختلف فكري و فرهنگي واجتماعي و سياسي تحقق يافته است.
باتوجه به اصطلاحات و مفاهيم به كار رفته در علوم سياسي مي توان گفت كه حركت هاي بسياري از پيامبران با گرايش سياسي واجتماعي در حوزه انقلاب هاي فكري و اجتماعي معنا مي يافت اين حركت ها و تحركات فكري در بسياري از موارد در برابر قدرت هاي مترفان و ملا و اشراف و اصحاب قدرت قرار مي گرفت كه حفظ سنت ها و آداب اجتماعي موجود ضامن و تضمين كننده بقاي قدرت و استعمار و استثمار آنها بود. از اين روست كه حركت هاي پيامبراني چون ابراهيم(ع) كه حتي دولت نمرود را وادار به واكنش هاي تند و خشونت آميز واداشت و آن حضرت را سوزاند و پس از نجات معجزه آسا تبعيد كرد و يا تحركات داخل نظام سياسي توسط حضرت يوسف(ع) و يا تحركات داخل نظام و بيرون نظام حضرت موسي(ع) در برابر تفرعن و فرعون گرايي و هم چنين حركت هاي پيامبر(ص) را مي توان در حوزه اصطلاح سياسي انقلاب به مفهوم و معناي جديد آن به شمار آورد.
گروه هاي ضدانقلاب
امامفهوم و اصطلاح ضدانقلاب كه به معناي كساني هستند كه با هرگونه دگرگوني مخالفت مي ورزند هرچند كه شامل محافظه كاران و كساني كه در آغاز به حركت هاي بنيادافكن مخالفت مي كنند نيز مي شود ولي منظور از ضدانقلاب بيش تر در كاربردهاي سياسي آن كساني هستند كه پس از تحقق تحولات اجتماعي بنيادين انقلابي در برابر آن قرار مي گيرند و خواهان بازگشت به عصر پيشين آن مي باشند. اين معنا و مفهوم در آيات قرآني بسياري آمده است. ازاين رو مي توان به يقين و بي هيچ شك و ترديدي از وجود اين اصطلاح با اين معنا و مفهوم و نيز كاربرد در آيات قرآن سخن گفت؛ زيرا در آيات بسياري از كساني سخن مي گويد كه پس از تحقق انقلاب اسلامي پيامبر و ايجاد تغييرات بنيادين از سوي وي و مردمي كه هم فكر و هم عقيده با او بوده اندو ازآنان به امت ياد مي شده به مخالفت با آن پرداخته اند. گروه هاي ضدانقلاب اسلامي در عصر پيامبر(ص) چنان كه قرآن گزارش مي كند به چند دسته تقسيم مي شدند. ازجمله مي توان از كساني ياد كرد كه درحاكميت قرار داشتند ولي گرايش هاي ضدانقلابي داشته و همواره خواهان بازگشت دست كم بخشي از سنت ها و آداب و روش هاي پيش از انقلاب و حاكميت دولت اسلامي بودند. اينان خود به دو بخش دسته بندي مي شدند. گروهي كساني بودند كه در قدرت و همراه با آن بودند و گروهي كه در كنار قرار داشتند و به عنوان فعالان سياسي حزب نفاق را تشكيل داده بودند و مي كوشيدند تا مجموعه حاكميت را دراختيار گيرند و به حضور در بخشي از قدرت و حاكميت بسنده نمي كردند. از گروه نخست مي توان به شماري از مهاجران اشاره كرد كه بعدها در سقيفه بني ساعده نظام سياسي خلافت را ايجاد و نظام سياسي ولايي را از ميدان بيرون كردند. از گروه دوم مي توان از انصاري ياد كرد كه پيش از آمدن اسلام و انقلاب اسلامي امكان دست يابي به قدرت براي آنان فراهم بوده و اميد آن داشتند كه در سنت و فرهنگ جاهلي بتوانند خود را در مقامات و مناصب عالي ببينند.
در برابر انقلاب اسلامي گروه هاي ضد انقلاب خارجي نيز وجود داشتند كه از مكه با لابي قوي قريش و ابوسفيان مديريت مي شدند. آنان همواره با تجهيز مادي و معنوي دشمنان داخلي پيامبر (ص) و انقلاب اسلامي، كوشش داشتند تا دولت اسلامي را ساقط و انقلاب را به عصر جاهليت بازگردانند. در اين ميان عده اي مومنان ساده و عامي بودند كه تحت تاثير تبليغات قرار مي گرفتند و هر دمي متاثر از فضاي سياسي و اجتماعي رنگ عوض مي كردند و رنگ خدايي به خود نگرفته بودند. اينان نيز اگر شرايط به گونه اي فراهم مي شد كه سنت هاي جاهلي باز مي گشت با آن همراهي مي كردند؛ چنان كه بعدها با تغيير وضعيت و شرايط و حاكميت يافتن اهل نفاق بسياري از سنت هاي جاهلي را كه از سوي آنان زنده مي شد پذيرفته و پاي بندي خود را بدان آشكار كردند.
قرآن از اين مساله به عنوان انقلاب ياد مي كند. در تحليل قرآني از بازگشت به عصر جاهلي و سنت ها و افكار و عقايد و شيوه هاي مديريت گذشته، به انقلاب ياد مي شود و خداوند در آيه 144 سوره آل عمران بيان مي كند كه چگونه برخي از همراهان انقلاب كه تحت تاثير نفوذ اجتماعي پيامبر (ص) و يا امت وي بودند به علت احتمال كشته شدن رفتارهاي جاهلي در پيش گرفتند و خداوند آنان را سرزنش مي كند كه اگر پيامبر (ص) كشته شود و يا بميرد شما به همان افكار جاهلي بازمي گرديد و انقلاب به آن سمت و سو خواهد داشت. (انقلب علي عقبيه)
در اين جا به صراحت و روشني قرآن از گروهي از مردم سخن مي گويد كه پذيرش ديني در آنان كامل نيست و انقلاب اسلامي را تنها تحت تاثير عواطف و احساسات و نفوذ فردي پيامبر و نفوذ اجتماعي امت پذيرفته و با آن همراهي و هم نوايي و همرنگي يافته اند. از اين رو هر آن ممكن است كه با از ميان برداشته شدن نفوذ اجتماعي و فشارهاي مرتبط با آن اين اشخاص به سوي افكار و انديشه ها و رفتارهاي عصر جاهلي بازگردند. اينان در حقيقت ضد انقلابيون بالقوه اي هستند كه هنوز افكار انقلاب در ايشان ريشه نگرفته است. قرآن ازاين وضعيت به لمايدخل الايمان (قالت الاعراب آمنا قل لم تومنوا و لكن قولوا اسلمنا و لما يدخل الايمان في قلوبكم (حجرات آيه 14) تعبير مي كند كه به معنا و مفهوم آن است كه انقلاب اسلامي و افكار و عقايد آن توانسته است هنوز در جان ايشان نفوذ و مستقر شود. اين مساله به شكل ديگري د رآيات ديگر بيان مي شود. از آن جايي كه بسياري از مردم در آن عصر مردمان كوچ نشين بودند و در باديه هايي مي زيستند و شهرنشيني اختيار نكرده بودند مردماني بودند كه فرهنگ جاهلي در ايشان ثابت تر و برقرارتر بوده و تحولات اجتماعي را يا نمي پذيرفتند و سنت هاي جديد را دشمن مي شمردند و يا به سختي تحت تاثير قرار مي گرفتند. به سخن ديگر كه در روان شناسي اجتماعي مطرح مي شود از استقلال بيش تري برخوردار بوده اند و نسبت به فشارهاي نفوذ اجتماعي واكنش نشان مي دادند و از مقاومت بيش تري برخوردار بوده اند. اينان همان كساني هستند كه در ميان عرب ها به اعراب شناخته مي شدند. در حقيقت اعراب بر خلاف عرب كساني بودند كه در وادي و باديه هايي مي زيستند و انسان هاي كوچ نشيني بودند. اينان به جهت دوري از مردمان انسان هاي بسيار سخت و غيرقابل نفوذ بودند. از اين روست كه قرآن از ايشان به كساني ياد مي كند كه كفر و نفاق در ايشان شديد و سخت تر است. كفر در ايشان زياد است؛ زيرا جزو سنت هاي ثابت جاهلي ايشان است. حكومت شديد سنت ها در ميان ايشان هرگونه دگرگوني ساده را دفع مي كند. بنابراين كفر به معناي يك سنت در ميان ايشان چنان جا افتاده كه غير قابل تغيير است. همين ثبوت و قدرت سنت هاي جاهلي در ميان اعراب باديه است كه در شرايط نفوذ اجتماعي و يا اعمال قدرت و پذيرش اجباري دين به سوي نفاق مي روند تا هم چنان سنت هاي جاهلي خويش را حفظ كنند و از فشار نفوذ اجتماعي و تبعات آن در امان بمانند. از اين روست كه قرآن از آنان به كفر و نفاق شديد ياد مي كند.
انقلاب موسوي و موانع آن
ضد انقلاب افزون بر اين كه خواهان بازگشت به سنت ها و روش هاي گذشته هستند كه قرآن از آن به عصر جاهلي ياد مي كند بلكه مي كوشند تا نعمت هاي جديد را ناديده گيرند و به هر شكلي آن را كم ارزش و بي بها جلوه دهند.
قرآن در تحليل خود از حركت انقلابي موسي (ع) در برابر فرعون و حكومت عقيدتي و سياسي او به مسايل جالبي اشاره مي كند كه بازخواني آن مي تواند در نگرش ما نسبت به انقلاب اسلامي مفيد و موثر باشد.
قرآن توضيح مي دهد كه در برابر انقلاب موسوي دو جريان ضد انقلابي وجود داشت. گروه ضد انقلابي كه حاضر به پذيرش هيچ گونه تغيير نبودند و در حقيقت طيف محافظه كار را تشكيل مي دادند. آنان با آن كه از گروه بني اسرائيل بودند ولي بر اين باور بودند كه انقلاب موسوي نه تنها وضعيت را بهبود نمي بخشد و يا نبخشيده بلكه وضعيت را سخت تر و دشوارتر كرده است. افزايش فشارهاي بيروني و تحريم هاي اقتصادي و كارگري و فن آوري از سوي فرعون و قبطيان از سويي و تغييرات در فرهنگ و علاقه مندي هاي قومي در پاره اي از موارد سنت دوستان را مي آزرد. از اين روست كه بسياري از ايشان به انقلاب موسوي ايمان نياوردند و تنها چنان كه قرآن بيان مي كند شماري از جوانان (ذريه من قومه (يونس آيه 83) ) به ايشان ايمان مي آورند.
جريان ضد انقلابي ديگر را فرعون مديريت مي كرد كه فعاليت هاي موسوي را نوعي انقلاب ضد حاكميت خود مي شمارد. از اين رو مدعي بود كه انقلاب موسوي جهان را به آشوب مي كشاند و فساد و تباهي را دامن مي زند (اعراف آيه 127) و قدرت را از دست نخبگان بيرون و به دست افراد توده وعامي مي دهد. به نظر ايشان حركت هاي موسوي ضد گروه نژادي قبطي و حاكميت ايشان است و او مي كوشد تا به راه هاي گوناگون بني اسرائيل را بر كشور حاكميت بخشد.
پس از آن كه حضرت موسي ناچار به خروج از مصر شد و ايشان با برانگيختن توده هاي مردم حركت انقلابي خويش را به طور رسمي و علني آشكار كرد و حكومت فرعون را متزلزل ساخت با گروهي از ضد انقلابيون جديد از مردم خويش مواجه شد. اينان كه افكار جاهلي در جانشان نفوذ داشت گاه خواهان بت مي شوند و همان افكار و انديشه هاي خرافي گذشته را تبليغ مي كنند و به عناصر فرهنگي جديد كم محلي و يا بي توجهي مي كنند و گاه ديگر خواهان نعمت ها و زندگي اي مي شوند كه پيش از انقلاب دراختيار داشتند. از اين روست كه با آن همه تغييرات مفيد و سازنده اي كه انقلاب موسوي براي ايشان فراهم آورده و تعالي و عزتي كه به ايشان داده و به آنان استقلال و شرافت بخشيده است باز خواهان نظام هاي سياسي و اجتماعي و فرهنگي ديگر مي شوند.
روزي با ديدن نظام فرهنگي جديد در گوشه اي از جهان خواهان آن مي شوند كه چنان نظامي را داشته باشند و حتي تلاش هايي از سوي برخي از دوستان نادان و دشمنان دانا انجام مي شود. عناصر دشمن در اين ميان بي كار نمي نشينند. از اين روست كه پس از آن بت پرستي و ساختن نمادي از خداي بني اسرائيل از سوي حضرت موسي (ع) رد مي شود در زماني كه آن حضرت به كوه طور مي رود برخي از ايشان كه در حاكميت موسوي نفوذ كرده اند با بهره گيري از نفوذ خويش خليفه و جانشين را بركنار مي كنند و با كودتا و اعمال قدرت از درون حاكميت افكار جديد و انديشه هاي برگرفته از خارج را به شكلي ديگر بازسازي مي كنند و به جامعه انقلابي موسوي وارد مي سازند. اين گونه است كه گوساله اي را از طلا و جواهرات مي سازند و به عنوان نماد خدايي مي پرستند. (اعراف آيات 145 تا 150)
بهانه هاي بني اسرائيلي ضد انقلاب
هر چند كه اين حركت انقلابي با هوشياري حضرت موسي (ع) و حضرت هارون (ع) و شماري از مومنان با شكست مواجه شد ولي ضد انقلابيون بي كار ننشستند. آنان با بي ارزش شمردن دستاوردهاي انقلاب موسوي و استقلال و عزتي كه فراهم آمده بود كوشيدند تا انقلاب را از درون به شكست بكشانند.
غرزدن هاي دايمي از كمبود آب و غذا و نيز كوچ رو بودن و عدم استقرار درخانه هاي ثابت و چادرنشين شدن مساله اي بود كه همواره گوشزد مي كردند.
اين توطئه ها به گونه اي بود كه گاه شورش هايي نيز بر ضد موسي (ع) پديد مي آورد. قرآن گزارش مي كند كه براي دفع اين شورش ها و توطئه ها آن حضرت ضمن طرد و راندن برخي از رهبران ضد انقلاب از كشور چون سامري به ايجاد چشمه ها اقدام نمود. براي ايشان غذاهاي پاك و تميزي بي هيچ زحمتي فراهم آورد و من و سلوايي را در اختيار ايشان گذاشت. آنان را در امنيت كامل و آرامش و آسايش قرارداد و عزت و استقلال را به ايشان بازگرداند و بندهاي رقيت و بردگي و استعمار استثمار و را از گردن ها و پاهايشان برداشت. (طه آيه 85)
با اين همه ضد انقلابيون بي كار نشدند و به روش هاي ديگري رو آوردند. در اين زمان است كه خواسته هاي جديدي را مطرح و دامنه خواسته ها و مطالبات مردم را افزايش دادند. خواهان آن شدند كه همانند گذشته و ديگر مردمان كار كنند و از پياز و خيار و عدس و سير بهره برند و خوراك هايي از اين دست در اختيار ايشان قرار گيريي. (بقره آيه 61)
حضرت موسي (ع) در سخنان خويش مي كوشيد كه به آنها بفهماند كه غذاهايي كه مي خواهند و با كار و زحمت به دست مي آيد غذاها و مطالبات پستي است و نمي توان غذاها و مطالبات و خواسته هاي پست را بر من و سلوي كه غذاهاي آسماني و پاك و مقويي است عوض كرد، ولي آنان با توطئه ها و فشارهاي گوناگون خواهان استبدال آن شدند. قرآن گزارش مي كنند كه اين مردمان انسان هاي ذليل و خواري هستند كه همواره ذلت و خواري را بر عزت و كرامت ترجيح مي دهند. به جاي نعمت هاي بزرگي كه انقلاب به ايشان داده همواره ياد پستي هاي گذشته مي كنند و خواهان آن مي شوند.
گاه نگاه آنها به گروه ها و اقوام و ملت هاي بيروني است و مي خواهند از نظر فرهنگي و سياسي همانند آنان باشند و به سوي بت پرستي گوساله پرستي رو مي آورند و گاه ديگر خواهان آسايش و غذاهاي مردمان ديگر مي شوند كه از غذاهاي ايشان پست تر است. اگر بخواهيم مثالي براي امروز بيان كنيم گاه خواهان سرمايه داري و نظام هاي ليبرالي غرب مي افتند و آن را به شكل نظام هاي بومي گوساله شده به خورد مردم مي دهند و گاه در انديشه مار و خوك و سگ و اسبي و ميموني مي افتند كه خوراك آنان است و از غذاهاي پاك و سالم خويش چشم مي پوشند.
از اين روست كه خداوند ضمن سرزنش اين دسته از ضدانقلابي ها آنان را تهديد مي كند كه به خواري و ذلت دچار مي شويد و افزون بر ذلتي كه در گذشته داشته ايد ذلتي ديگر خواهيد يافت. اين مساله امروز نيز چنين است. كسي كه در برابر ديگري ايستاد و انقلاب كرد و از ذلت و خواري وابستگي و استثمار رهايي يافت هر گاه به انقلاب خويش پشت كند دشمن اين بار سخت تر وارد مي شود و او را خوارتر مي سازد تا ديگر هوس انقلاب نكند. از اين روست كه قرآن از آن به باوا بغضب (بقره آيه 61) تعبير مي كند كه افزون بر غضب و خشم وخواري و ذلت گذشته ذلت و خواري فزون تري نيز خواهد بود.
اين ها نمونه هايي از مساله انقلاب و ضد انقلاب در آيات و تحليل ها و آموزه هاي قرآني بود كه بيان شده است و قرآن در آيات بسياري به تحليل اين مساله اجتماعي پرداخته كه در مباحث ديگري بايد به آنها پرداخت.
        zr10jug78t4swyle0vv.gif