جامعه نیازمند اخلاق کاربردی است نه شعاری
به فکر اخلاق کاربردی و عملیاتی جامعه باشید
شعار بس است
جامعه ما که جمهوری اسلامی را به یدک می کشیم متاسفانه از لحاظ آموزهای اخلاقی آنهم کاربردی و عملی آن دچار مشکلات فراوانی است که به علت غفلت مسئولین چند سالی است که این مولفه اصلی انقلاب روبه فراموشی سپرده شده است یادمان نرود که برای چه انقلاب کردیم و یادمان نرود که انقلاب یک انقلاب ایدلوژیک بود تا اقتصادی . فرهنگ و اندیشه را فدای اقتصاد نکنیم چرا که پیامبر ما برای تکمیل اخلاق آمده بود چه شده است که ما در همه امور بد اخلاقی اجتماعی وفردی در دنیا هر اول را می زنیم .
طلاق،بی نظمی اجتما عی ،اسراف ،نزاع ، تصادفات جاده ای ، بی حجابی ، اعتیاد ، روابط نامشروع
مصرف مشروبات الکلی
و............
باید از همین حالا به فکر بود که فردا دیرذ است تهاجم فرهنگی یعنی بی توجهی به این امور
قبل از طلاق به این توصیه ها توجه کنید

اگر برای جدایی از همسرتان، تشکیل پرونده داده اید، باید مواظب باشید که طوری برخورد کنید که وضعیت آشفته خود را از آنچه که هست بدتر نکنید. شاید فرصتی پیش بیاید که خود شما بتوانید از تقاضای طلاق صرف نظر کنید. در این میان، چیزهایی که ممکن است در نظر شما بی اهمیت جلوه کند، ارزش زیادی پیدا می کند و حتی ممکن است در زندگی مشترک شما سرنوشت ساز واقع شود.به عنوان مثال:
- ممکن است شما که قصد جدایی از همسرتان را دارید ، برای این که همسر خود را مقصر نشان دهید و دلسوزی و حمایت دوستان و فامیل را به خود جلب کنید، در مورد همسر خود نزد آنان بدگویی کنید. ممکن است در این میان عده ای فرصت طلب و دشمنِ دوست نما بخواهند از این فرصت استفاده کنند و بدی های همسر شما را از آنچه که هست بزرگتر جلوه دهند که این باعث می شود شما بیشتراز همسر خود بیزار شوید و فرار کنید.
- ممکن است شما به خاطر وضعیت ناراحت کننده ای که به خاطر درخواست طلاق برای تان ایجاد شده ، خیلی پریشان و ناراحت شوید. این وضعیت ممکن است شما را نسبت به کارهای ضروری و شخصی روزمره بی تفاوت و بی علاقه کند. مثلاً ممکن است میل به غذا خوردن را از دست بدهید و آنقدر گرسنگی را تحمل کنید که دچار ضعف شوید و چون عقل سالم در بدن سالم است وقتی ضعف و گرسنگی غلبه کرد، دیگر فکرتان درست کار نمی کند و در نتیجه نمی توانید برای جدایی خود از همسرتان ، تصمیم درست و خردمندانه ای بگیرند.
- بعضی از زوجین – شاید شما هم جزو این دسته باشید - برای رهایی از استرس و ناراحتی به خاطر طلاق ، بدون تجویز پزشک از داروهای خواب آور و مسکن استفاده می کنند که این داروها مسلماً اثر سوء ، بر جسم و اعصاب آنها خواهند داشت.

- حتی ممکن است برخی از شما به جای صحبت با افراد متخصص و آگاه و دلسوز در مورد جدایی از همسر ، ارتباط خود را با دوستان و آشنایان کاهش دهید یا حتی قطع کنید. این انزوا و گوشه گیری به جای این که به شما احساس آرامش بدهد، بیشتر شما را آشفته و مضطرب خواهد کرد. چون وقتی انسان در شرایط دشوار و استرس زا قرار می گیرد ، رفت و آمد با کسانی که دوستشان دارد و یا قابل اعتماد هستند ، می تواند باعث احساس امنیت و آرامش شما شود.
- معمولاً زن و شوهری که قصد جدایی از یکدیگر را دارند بارها و به طور مکرر با یکدیگر جر و بحث کرده اند و یا بارها دعوا کرده و با یکدیگر قهر کرده اند و چون بعد از هر دعوا یا قهر و آشتی نتوانسته اند یک راه حل مناسب برای مشکل خودشان پیدا کنند، فکر می کنند که زندگی مشترک غیرممکن و بی فایده است. در صورتی که چنین افرادی باید همیشه به یاد داشته باشند که همه دعواها و قهرها لزوماً منجر به طلاق نمی شود. چه بسا ممکن است که اگر با یک فرد با تجربه و متخصص در این مورد صحبت کنید، مشکلات شما رفع شود و از درخواست طلاق پشیمان شوید.
- پای فرزندان بیگناه خود را به معرکه نکشید و آنها را مجبور نکنید که از شما دفاع کنند و به اصطلاح ، گروه بندی نکنید.
- اگر احساس کردید که همسرتان پشیمان شده او را مجبور نکنید که در مقابل آشنایان و دوستان اعتراف کند که اشتباه کرده چون ممکن است از فکر زندگی مجدد با شما منصرف شود و از روی لجبازی برای طلاق پافشاری کند.
بی نظمی اجتماعی... تفکر بازدارنده...!!!
چقدر با این مفهوم آشنا هستیم و چقدر با اون روبه رو شدیم...؟؟
خواهش می کنم این بار توی بحث شرکت کنید و هرکدوم نظرات خودتون رو در مورد این ترکیب بگید... تا من بتونم این موضوع رو ادامه بدم...
خیلی دوست داشتم قبل از شروع این بحث یه قسمتی از اون فیلم هایی رو که توی صحنه تصادف و اطراف اون که توی جاده اتفاق افتاده بود براتون بذارم ٬ اما متاسفانه امکانش نبود...!!!!
امیدوارم من رو توی این بحث یاری کنید...
پس هرکس شروع کنه و تفکر خودش رو در این مورد بگه....
اعتیاد ؛ جرم یا بیماری

آیا اعتیاد یک بیماری است ؟
متأسفانه بسیاری از افراد جامعه ، اعتیاد به مواد مخدر را معادل جرم دانسته و فرد معتاد را مجرم می دانند. این مسئله که در افراد معتاد به مواد مخدر میزان جرم و جنایت بیشتر از افراد عادی جامعه است شکی وجود ندارد؛ ولیکن هر فرد معتادی مجرم نیست و بسیاری از موارد جرم در افراد معتاد مستقیماً در ارتباط با مشکل تهیه مواد مخدر و نیاز بدنی و روانی ایشان است. در واقع فردی که مصرف مواد مخدر نیازش را برطرف می کند ؛ یک بیمار روانی محسوب می شود.
چه افرادی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند؟
مطالعات مشخص نموده اکثر افرادی که به مصرف مواد مخدر وابستگی جسمی و روانی پیدا می کنند از نظر ژنتیکی مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند و غالباً در نزدیکانشان اعتیاد به مواد مخدر شایع است. البته این مطلب دلیل آن نیست که هر شخصی که در بین نزدیکانش اعتیاد به مواد مخدر وجود ندارد ، از نظر ژنتیکی مستعد ابتلا به بیماری اعتیاد نیست ؛ زیرا اولاً ممکن است نزدیکان شخص از نظر ژنتیک مستعد این مشکل باشند ولی تاکنون این استعداد به ظهور نرسیده و استفاده مواد مخدر را تجربه نکرده باشند ؛ ثانیاً اعتیاد به مواد مخدر فقط در زمینه ژنتیکی نیست و تیپ شخصیتی افراد نیز نقش تعیین کننده دارد.
افرادی که شخصیت های خودشیفته ، پرخاشگر و ضد اجتماعی دارند ، مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند ؛ زیرا مصرف مواد مخدر نیازهای روانی ایشان را کاملاً برطرف می کند. از سوی دیگر افرادی با شخصیت های افسرده و اصطلاحاً افراد با شخصیت های زود رنج و احساساتی نیز کاملاً مستعد اعتیاد به مواد مخدر هستند. زیرا در این افراد نیز مصرف مواد مخدر نیازهای درونی و روانی را برطرف می کند.
به طور خلاصه می توان گفت هر شخصی می تواند مستعد اعتیاد به مواد مخدر باشد . فرد با استفاده از مواد مخدر در مرتبه اول احساس سرخوشی می کند به گونه ای که احساس می کند نیازهای روانی یا ژنتیکی او را برطرف نموده است . بدین ترتیب از نظر روانی معتاد به مواد مخدر می شود و به مرور با استفاده های مکرر از مواد به آنها وابسته می شود . در این مرحله این شخص ، بیماری است که به مواد مخدر معتاد شده است.
اعتیاد به مواد مخدرچیست ؟
اعتیاد به مواد مخدر دارای دو جنبه جسمی و روانی می باشد.
منظور ازاعتیاد جسمی آن است که علایمی چون : درد عضلانی ، پرش عضلات ، آب ریزش بینی ، عطسه ، اسهال و استفراغ ، اختلال خواب و... بعد از قطع مصرف مواد مخدر در بیمار بروز می کند که این علائم با گذشت زمان( 7-21 روز ، بسته به نوع ماده مخدر مصرفی) برطرف می شود. در پایان این دوره است که بیمار سم زدایی شده و ترک بدنی انجام داده است .

اعتیاد روانی همان تمایل بیمار به استفاده از مواد مخدر می باشد که در دوره سم زدایی و تا مدت طولانی بعد از ترک ، شاید سال ها طول بکشد. بیمار وسوسه استفاده از مواد مخدر را دارد، زیرا متأسفانه تجربه رفع موقت مشکلاتی نظیر فشارهای روانی ، افسردگی ، اضطراب ، مشکلات جنسی و ... را با استفاده از مواد مخدر داشته است. بنابراین فردی که اعتیاد را ترک کرده است در برخورد با هر یک از این مشکلات ممکن است که مجدداً به مواد مخدر روی آورد.
آیا اعتیاد به مواد مخدر قابل درمان است؟
بیماری اعتیاد به مواد مخدر، تقریباً یک بیماری مهلک است که به درمان طولانی نیاز دارد و درمان آن با سم زدایی شروع شده و با ادامه درمان و ایجاد محیطی امن و عاری از فشارهای روانی ، قدم های بعدی درمان برداشته می شود. این اعتقاد که اعتیاد درمان ندارد کاملاً بی اساس و دور از ذهن است. ممکن است درمانِ اعتیاد طولانی مدت و سخت باشد؛ اما امید به درمان و بهبودی ، بسیار بالاست.
آیا برای درمان اعتیاد روش های گوناگونی وجود دارد؟
از زمانی که انسان با ماده مخدر آشنا شد و مصرف آن باعث بروز پدیده اعتیاد گردید، درمان های گوناگونی نیز برای برطرف کردن آن به کار گرفته شد که خوشبختانه هر روز نیز این روش های درمان پیشرفته تر و کامل تر می شود. از درمان و ترک کردن در اردوهای معتادان گمنام و درمان با داروی متادون گرفته تا جدیدترین شیوه درمانی که U.R.O.D ( سم زدایی فوق سریع ) است.
بیماران ، ترک جسمی را شروع می کنند و همانطور که قبلاً اشاره شد مرحله دوم درمان و یا به عبارتی مرحله تکمیلی آن آغاز می شود که درمانِ قسمت روانی آن است.
درمان های روانی چیست و اصول آن بر چه پایه ای استوار است ؟
بیماری اعتیاد علاوه بر این که از نظر جسمی ، فرد را ناتوان و وابسته می کند، یک نوع وابستگی روانی نیز در او ایجاد می کند که حتی در مواقعی که از نظر جسمی هیچ گونه مشکلی ندارد و نیاز جسمانی ندارد هوس و میل به مصرف مواد مخدر در او می تواند دلیلی بر شروع مجدد مصرف شود و اینجاست که نیاز بیمار به درمان های روانی کاملاً احساس می شود.
بنابراین باید نگرش و باورهای بیمار به مواد مخدر عوض شده و از نظر روانی ، تنفر و انزجار جایگزین عشق و علاقه به مواد مخدر گردد.
در حال حاضر درمان انتخابی و مطمئن روان درمانی فردی، گروه درمانی ، کلاس های آموزشی ، جانشین سازی ، فعالیت های مناسب و تکنیک های آرام سازی جسمی – روانی است .

آیا خانواده و محیط بیمار در درمان اعتیاد نقش دارند؟
ایجاد انگیزه در خانواده و همراهان بیمار و این که خانواده چه نقش مهمی در درمان بیمار معتاد دارد، یکی از اهداف مهم درمان اعتیاد است.
پس از سم زدایی جسمی ، بیماران احتیاج به حمایت های بسیار مناسب و همه جانبه خانواده دارند که این حمایت شامل حمایت روانی و برخورد صحیح و مناسب با بیمار است. اغلب خانواده ها و مردم ، بیمار معتاد را یک مجرم می دانند و متأسفانه در مسیر تلاش در جهت بهبود بیمار خیلی سریع مأیوس می شوند و به اصطلاح ، بیمار را غیر قابل اصلاح می دانند که این ناامید شدن یکی از بزرگترین علل شکست در سیر درمان است. درحقیقت اعتیاد فقط یک بیماری عصبی – روانی می باشد که احتیاج به درمانی طولانی مدت شامل حمایت های روانی بسیار دقیق از بیماران معتاد دارد که بعد از مرحله سم زدایی ، خانواده باید اغلب رفتار و برخوردهای لازم با بیمار را با توصیه های متخصصین روان پزشک و روان شناس انجام دهند. زیرا کوچکترین حرکت اشتباه در مسیر درمان می تواند باعث شکست و بازگشت مجدد بیماری شود.
آیا به راستی اعتیاد قابل درمان است ؟
هم اکنون اعتیاد به مواد مخدر یا سایر مواد روان گردان صرفاً به عنوان یک بیماری مزمن عصبی روانی شناخته می شود که با یک درمان سم زدایی ، مرحله درمان شروع می شود و با روان درمانی برای مدت حداقل شش ماه ؛ شامل شرکت در کلاس های گروه درمانی و مشاوره فردی ، و حمایت بسیار دقیق و کامل خانواده و اطرافیان ، ادامه می یابد . باید توجه داشت زمانی بیمار ترک کامل روانی را انجام می دهد که بعد از سیر درمان ، به طور کامل از مواد مخدر ، به معنای واقعی متنفر شده باشد، اگر بدین صورت مراحل درمان ادامه یابد به طوری که کلیه فعالیت های درمانی بیمار تحت نظارت گروه پزشکی و متخصص و در مراکز ترک اعتیاد معتبر و مجّرب صورت پذیرد، بدون شک اعتیاد درمان می شود و خطر ابتلا و برگشت مجدد بیمار به اعتیاد به حداقل می رسد.
بهترین راه درمان اعتیاد به مواد مخدر کدام است؟
جهت درمان بیمار مهمترین مرحله ، تحقیق خانواده و بیمار در جهت یافتن بهترین و موفق ترین مراکز درمانی می باشد که مسلماً برای این منظور باید به مراکز مختلف مراجعه شود و با سیستم درمانی ، آشنایی حاصل ، و اطمینان کامل ایجاد شود به طوری که با تماس مستقیم با بیماران درمان شده ، نظارت بر فعالیت های درمانی مرکز ترک اعتیاد و میزان حمایت از بیماران می توان تا حدود زیادی نسبت به میزان موفقیت ، اعتماد حاصل نمود.
در پایان و به طور خلاصه لازم به توضیح است که در درمان اعتیاد باید توجه داشت که آن را فقط یک بیماری مزمن دانست و بیمار باید با حمایت های کامل خانواده ، مرکز ترک اعتیاد و اطرافیان و با امید به روزی که این بیماری در جهان ریشه کن شود و با کمترین فشارهای روانی درمان شود.
تصادفات جاده ای
طبق آمارهای اعلام شده توسط وزارت کشور و پلیس راهنمایی و رانندگی، خسارت های مالی تصادفات جاده ای به سالانه هفت تا هشت هزار میلیارد تومان رسیده که این رقم معادل چهار درصد تولید ناخالص داخلی به قیمت های جاری است.
طبق گزارش بانک مرکزی، تولید ناخالص داخلی کشور به قیمت جاری در سال ۸۵ معادل ۲۰۳ هزار میلیارد تومان بوده است که بر این اساس میزان خسارت های مالی تصادفات جاده ای معادل چهار درصد تولید ناخالص داخلی به قیمت های جاری است.
به عقیده برخی کارشناسان، این میزان خسارت مالی تصادفات جاده ای که معادل هفت تا هشت هزار میلیارد تومان در سال اعلام شده تنها شامل ارقام ملموس و خسارت های فیزیکی، پرداخت خسارت خودرو، هزینه های بیمارستانی، پرداخت دیه فوت و نقص عضو است و اگر خسارت های معنوی و ارزش حال فرصت های از دست رفته مربوط به افراد فوت شده و مجروحان حادثه را به آن اضافه کنیم رقم خسارت تصادفات جاده ای نزدیک به هشت تا ۱۰ درصد تولید ناخالص داخلی کشور است به عبارت دیگر، علاوه بر خسارت روزانه ۲۰ میلیارد تومان برای تصادفات جاده ای، باید هزینه روزانه بی سرپرست شدن و از دست دادن نان آور خانواده و نبود نیروی انسانی و ارزش های مادی و معنوی افراد را اضافه کنیم. از نظر این دسته از کارشناسان در محاسبه خسارت تصادفات جاده ای، باید ارزش سال های از دست رفته افراد فوت شده و ارزش افزوده سال های عمر افرادی که در تصادفات دچار نقص عضو می شوند و پا و دست و توانایی خود را از دست می دهند و دیگر نمی توانند چون گذشته کار و فعالیت اقتصادی داشته باشند و... مورد توجه قرار گیرد و تنها نباید به رقم دیه فوت یا دیه نقص عضو اکتفا کنیم.
به عنوان مثال ارزش افزوده سال های عمر طبیعی یک پزشک، مهندس و کشاورز با ارزش افزوده یک دانش آموز زیر ۱۵ سال متفاوت است و علاوه بر خسارت دیه فوت یا نقص عضو این دسته از افراد در تصادفات، باید به خسارت های معنوی و ارزش افزوده این افراد در سال های باقی مانده عمر طبیعی آن ها توجه شود. به خصوص اگر، شخص فوت شده سرپرست خانوار و نان آور و مدیر یک مجموعه اقتصادی متوسط و بزرگ باشد، خسارت های فوت در اثر تصادف فرد موردنظر، چند برابر دیه فوت خواهد بود.
به عقیده این کارشناسان، از دست رفتن ۲۸ هزار نفر در تصادف های جاده ای سالانه و ۲۰۰ هزار مجروح و زخمی به جای مانده، حلقه فعالیت های اقتصادی و نظام هزینه و درآمد خانوارها و امید خانوارها به انباشت سرمایه انسانی را با گسست اساسی مواجه کرده است و با مرگ هر نان آور خانوار یا عضو موثر خانواده، خسارت جبران ناپذیری از نظر اقتصادی به خانواده ها وارد می شود که با پرداخت دیه ۳۸ تا ۵۰ میلیون تومان قابل جبران نیست و برای اقتصاد کشور نیز خسارت جبران ناپذیری محسوب می شود که حتی با پوشش های بیمه ای ۱۰۰ درصدی نیز نمی توان آن ها را جبران کرد.
بنابراین، تصادفات جاده ای علاوه بر سالانه هفت تا هشت هزار میلیارد تومان خسارت، حلقه ارزش افزوده اقتصادی و انباشت سرمایه انسانی در سال های آینده را با خسارت های جبران ناپذیری همراه می کند که آثار زیانبار اقتصادی و معنوی آن حداقل تا ۳۰ سال تداوم خواهد داشت.
طبق آمارهای مربوط به تصادف جاده ای در سال ۸۵، بیش از ۲۸ هزار نفر کشته و ۲۰۰ هزار نفر مصدوم و مجروح شده اند و خسارتی معادل هفت هزار میلیارد تومان را بر جای گذاشته است. به گفته مهدی هاشمی، معاون عمرانی وزیر کشور، تعداد تصادف جاده ای در ایران ۲۰ برابر میانگین جهانی است و سهم ایران از تصادف جاده ای جهان ۵/۲ درصد است در حالی که سهم ایران از کل جمعیت جهان یک درصد است.
به عبارت دیگر تصادف جاده ای در ایران، پنج برابر کشورهای صنعتی و پنج برابر کشورهای همتراز ایران است. در شرایطی که سالانه یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفر در جهان بر اثر تصادفات جاده ای کشته می شوند و ۸۰ درصد این کشته ها مربوط به کشورهای در حال توسعه است، آمار کشته های تصادفات در ایران سهم بالایی را به خود اختصاص داده و خسارت های جانی و مالی قابل توجهی را به کشور و جامعه تحمیل می کند.
آمارها نشان می دهد که خسارت مالی تصادفات جاده ای از چهارهزار میلیارد تومان در سال ۸۰ به هفت هزار میلیارد تومان در سال ۸۵ افزایش یافته است و این در حالی است که زیرساخت های جاده ای کشور در سال ۸۵ تنها ۵/۱ درصد رشد داشته است.
همچنین به گفته معاون عمرانی وزیر کشور در حال حاضر یک درصد از تصادفات در کشور منجر به فوت، ۱۸ درصد منجر به جراحت و زخمی شدن افراد و ۸۱ درصد منجر به خسارت های مالی می شود.
به گفته کارشناسان، از خسارت چهار هزار میلیارد تومانی سال ۸۰ تنها ۷۰۰ میلیارد تومان معادل ۵/۱۷ درصد توسط شرکت های بیمه گر تامین شده است و این موضوع نشان دهنده عدم گسترش فرهنگ بیمه و پوشش ناکافی حوادث توسط صنعت بیمه است و ضرورت دارد تا مقررات سخت گیرانه برای بیمه شخص ثالث، دیه و تامین خسارت خودرو اجرا شود تا ضریب نفوذ بیمه و پوشش بیمه ای خسارت های جاده ای افزایش یابد.
در مورد علل و عواملی که منجر به تصادف می شود، عوامل مختلفی معرفی شده است و برخی از کارشناسان، رشد شتابان تعداد خودروها و عدم آگاهی و آشنایی رانندگان با مقررات راهنمایی و رانندگی، نداشتن تجربه کافی و عدم دقت در رانندگی را اعلام کرده اند.
تراکم بالای خودرو در جاده ها، کمبود ظرفیت بزرگراه های کشور، وجود دو هزار نقطه حادثه خیز در جاده ها، کمبود خدمات ایمنی و امدادی و فرهنگ نادرست رانندگی از مهم ترین دلایل تصادفات جاده ای اعلام شده است و طبق بررسی کارشناسان، ۷۰ درصد تصادف ها ریشه در عامل انسانی و تخلفات رانندگان دارد.
آمارها نشان می دهد که به طور متوسط روزی ۷۵ نفر در جاده های ایران جان خود را از دست داده اند همچنین ۴۴درصد تصادفات در جاده های بین شهری، ۲۸ درصد از داخل شهرها و ۱۷ درصد نیز در جاده های روستایی رخ داده است.
برخی کارشناسان نیز نبود تفریح و نهادهای تفریحی و مدنی کافی در کشور را عاملی برای افزایش استقبال جوانان از رانندگی با خودرو معرفی کرده اند و معتقدند که به موازات ایجاد مکان های تفریحی و نهادهای مختلف در جامعه، استفاده از خودرو شکل معقول و منطقی تری به خود بگیرد و البته برخی کارشناسان نیز نرخ پایین بنزین را عاملی برای استفاده بیش از اندازه از خودرو معرفی کرده اند.
به گفته محمد رویانیان، رییس پلیس راهنمایی و رانندگی روزانه ۲۰ میلیون سفر به مسافت ۱۰۰ کیلومتر و ۶۵ میلیون سفر در داخل شهرها صورت می گیرد و طبق این آمار، ایرانیان هفت برابر اروپاییان بیش تر سفر می کنند.
براین اساس، مرگ و میر ناشی از تصادفات جاده ای طبق برنامه سوم ۳/۱۱ درصد رشد کرده و در دو سال اول برنامه چهارم با ۱/۷ درصد کاهش به ۸۵/۲ درصد رشد رسیده است. به عبارت دیگر، آمار مرگ و میر جاده ای در دو سال ۸۴ و ۸۵ همچنان روبه رشد بوده و ۸۵/۲ درصد رشد کرده است. به گفته رویانیان بر اثر ۲۰۰ هزار مورد تصادف در سال ۸۵ تعداد ۲۷ هزار و ۵۰۰ نفر جان خود را از دست داده اند.
به عقیده کارشناسان، دلیل کاهش نرخ رشد مرگ ومیر تصادف جاده ای، افزایش امدادرسانی شرکت های خودروسازی و کنترل سرعت در جاده ها و اجرای مقررات سختگیرانه بوده است و زیر ساخت های جاده ای و رفع نقاط حادثه خیز هنوز در حد مورد انتظار نیست. به گفته محمد رویانیان، رییس پلیس راهنمایی و رانندگی خسارت ناشی از تصادفات رانندگی در کشور روزانه ۲۰ میلیارد تومان است که این رقم سالانه به هفت هزار میلیارد تومان می رسد.
۹۰/۵/۱۷ متاسفانه بعضی از مواقع خود ما بزرگترها هستیم که مسیر فرزندانمان را از همان اوان کودکی مشخص می کنیم پدرمادرانی هستند که بدون اینکه عواقب کار را بسنجند کودکان دلبند خود را آموزش منفی می دهند .
سعی کنید رفتارهای پسندیده را در همان عوان کودکی ملکه ذهن کودک خود گردانید که فردا دیر است




